چند پارتی

چند پارتی...
Love in three seconds💘
Part9




من تهیونگ به عشق اعتقادی ندارم چون همیشه هر دختری میاد سمتم به خواطر پولمه...بقیه فکر میکنن من زن سه تیزم...در حالی که همش به خواطر دوستم جونگ کوکه....
...

دخترک روبه رو با لبخند از ماشین تهیونگ پیاده شد...

کوک: شرط می‌بندم اینم به خواطر پول دنبالته..

تهیونگ: شرط ببنیدیم؟

کوک: ببندیم...

تهیونگ:سر ۱۰ میلیون وون...

کوک: قبوله..

تهیونگ: باید بدی هااا...

کوک: باشه بابا...
...
کوک: معلومه که میشناسمش...این ماریا و همیشه با دوستش لیا...این دوتا همیشه با هم هستن...
(دو سال قبل)
کوک: ولی لیا من دوستت دارم...

لیا: ببین کوک من دیگه نمیکشم که درد بکشم..نمیخوام که دوباره یکی قلبمو بشکنه...

کوک: ولی من قول میدم این کارو نکنم...قول میدم...

کوک به ماریا خیره شد...

کوک: تو یه چیزی بگو ماریا...

لیا: فقط تو میدونی که من چه درد هایی کشیدم ماریا...

ماریا: معلومه که من پشت رفیقم رو میگیرم...

....
(زمان حال)

کوک: اینا با پسر های پولدار قرار میزارن و ازشون پول میگیرن..کارشون هم خیلی درسته...و هر دوتاشون مرد سه تیزن...

تهیونگ: عه؟...جدی؟...حالا ببین باهاشون چیکار میکنم...



...
ادامه دارد...
...
شرط ها نرسیده بود ولی خوب🥲
شرایط
۲۵ لایک
۲۵ کامنت
دیدگاه ها (۷)

چند پارتی...Love in three seconds💘Part8ماریا: آهان اونوقت چط...

چند پارتی...Love in three seconds💘Part7لیا: حالا چرا تب کردی...

چند پارتی...Love in three seconds💘Part2 نونش رو توی ظرف رامی...

چند پارتی...Love in three seconds💘Part6ماریا: من باید یه جور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط