در تو دیدم

طعم شیرین لبانت را چشیدم
شدم دیوانه از عشقت سرودم

نبودم شاعر و شعری نخواندم
هر آن چه می نویسم در تو دیدم

#محمد_خوش_بین
دیدگاه ها (۶)

تقدیم زندگیم🫂🧿🌐آندم که تو را در بغلم سفت بگیرم از هر نفست زن...

شُدم پیر و نجستم خانه ات راندیدم    گوهرِ    یکدانه ات رانچی...

اینکه بگویم تو را دوست دارم یا عاشقت هستم حرف دقیقی نیست بهت...

زخم فراموشی

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

عاح....نمی‌دانم....خیلی‌ چیز ها هست که نمی دانم...انتظار هم ...

وقتی لب تو خنده زد

عاشقانه های شبنم

چِهِل هِندِوانه، چو گویِ زِ بَرجَدکِه کَردیش غَلطان زِ چوگان...

شعر و غزل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط