عاح....
عاح....
نمیدانم....
خیلی چیز ها هست که نمی دانم...
انتظار هم ندارم ، هر چیزی ممکن است...
ولی از یک چیز مطمئنم، فقط یک چیز!
اینکه تا ابد دوستت دارم و فراموشت نمیکنم...
من آدم تباهی هستم ، اشتباه هستم ، کل وجودم سیاه است ، ولی برای تو، با تمام نقص هایم ، یه عاشق درمانده میمانم، تا ابد و تا ابد ، فقط تو و تو و تو....
ای جانان من ، بگیر جان من را ، گر نتوانم مال تو باشم☆
شاعر نیستم ، نویسنده نیستم ، درکی هم از آدم ها ندارم ، فقط یه موجود فانی ، ولی میدانی ، وقتی چشمانت را دیدم ، هم شاعر ، هم نویسنده، و آدم شناس شدم ، نه برای همه ، فقط تو و تو و تو
کاش میشد ، منه درمانده ، فقط یه دلیل ، برای دوست نداشتنت داشته باشم ، تا اینقدر دیوانه تو نباشم ، قلبم میسوزد، . وقتی به روزی فکر میکنم که دیگر تورا ندارم ، احساس خفگی میکنم ، میترسم ، من خودم را میشناختم ، ولی الان ، در کنارت ، نمی دانم چه هستم.... امیدوارم یه روزی، همه چیز را از ته قلبم بشنوی ، گر نتوانم به زبان آورم....☆ the end
نویسنده: موجود تنهای بی آزار...
برای:.....
نمیدانم....
خیلی چیز ها هست که نمی دانم...
انتظار هم ندارم ، هر چیزی ممکن است...
ولی از یک چیز مطمئنم، فقط یک چیز!
اینکه تا ابد دوستت دارم و فراموشت نمیکنم...
من آدم تباهی هستم ، اشتباه هستم ، کل وجودم سیاه است ، ولی برای تو، با تمام نقص هایم ، یه عاشق درمانده میمانم، تا ابد و تا ابد ، فقط تو و تو و تو....
ای جانان من ، بگیر جان من را ، گر نتوانم مال تو باشم☆
شاعر نیستم ، نویسنده نیستم ، درکی هم از آدم ها ندارم ، فقط یه موجود فانی ، ولی میدانی ، وقتی چشمانت را دیدم ، هم شاعر ، هم نویسنده، و آدم شناس شدم ، نه برای همه ، فقط تو و تو و تو
کاش میشد ، منه درمانده ، فقط یه دلیل ، برای دوست نداشتنت داشته باشم ، تا اینقدر دیوانه تو نباشم ، قلبم میسوزد، . وقتی به روزی فکر میکنم که دیگر تورا ندارم ، احساس خفگی میکنم ، میترسم ، من خودم را میشناختم ، ولی الان ، در کنارت ، نمی دانم چه هستم.... امیدوارم یه روزی، همه چیز را از ته قلبم بشنوی ، گر نتوانم به زبان آورم....☆ the end
نویسنده: موجود تنهای بی آزار...
برای:.....
- ۳۶۳
- ۱۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط