🌱🍒دوباره دیدمت در خوابم از جان گریه می کردم

🌱🍒دوباره دیدمت در خوابم از جان گریه می کردم
سلامت کردم ای عشقِ گریزان ،  گریه می کردم
سرم سرگرم صحبت با تو شد هر چند نشنیدی
به ظاهر خنده بر لب بود ، پنهان گریه می کردم
صدای رعد و برق از من گرفت این خواب آشفته
به روی بالش و موی پریشان گریه می کردم
به تندی روی شیشه آسمان زد خشم و رگبارش
میان رختخواب و باد و طوفان گریه می کردم
بغل کردم خیالت را ، شکستم از میان اما ؛
به چشمانی پر از بغض و هراسان گریه می کردم
نمی دانم کجا رفتی ، چه شد رفتی ، چرا رفتی؟
ندیدی چون اسیری کنج زندان  گریه می کردم
من اینجا بی صدایت در سکوتی تلخ می مردم
به هق هق گوشه ای از شهر تهران گریه می کردم
خیالت پنجه میزد بر گلویم مثلِ داروغه !
به یادت با تن خیسِ خیابان گریه می کردم
صدای شرشرِ باران برای دیگران زیبا ؛
برای من جگر شد زیرِ دندان ، گریه می کردم
در و همسایه را دیدم به شوق بارشِ باران ؛
به رقص و پایکوبی ، من فراوان گریه می کردم
دو دستم را به زانویم گرفتم با خودم گفتم :
چه زود از هم گسستی عهد و پیمان گریه می کردم
دلم در لا به لای خاطراتت بارها جان داد !
چه شبهایی که تنها زیر باران گریه می کردم
گرفتی آتش عشقت از این دل  جای آن دادی ؛
به قلبم سردیِ فصل زمستان ، گریه می کردم
میانِ دست هایم مانده عطرِ ناب یک "پونه"
نماندی و کشیدی پا ز دامان گریه می کردم🌱🍒
افسانه_احمدی_پونه
دیدگاه ها (۲)

سایه‌های کلاغپارت سی‌وسوم | انتخاب خونصدای رعد، جنگل را لرزا...

چند پارتی

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part¹" توصیف در یک جمله :میانِ تیغ‌های نیش‌دار...

تک‌پارتییی جدید از سوکجینییی به قلم لینا؟؟صدای باران با صدای...

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

معامله33جونگ‌کوک با شیطنت لبخند زد.«شوخی کردم... من نمیام. م...

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

My professor Chapter:2Part:93بعد از خوندن اون نامهاحساس می‌ک...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت17ویو کوکدست‌ه...

پارت ۳۰ته‌سوک از جایش بلند شد. حرکتش آرام بود، اما آنقدر سنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط