ویدئو NORMAL LOG با حضور جیمین
ویدئو NORMAL LOG با حضور جیمین
ترجمه:
🐥 : الان حدود ساعت شش عصره. کنسرتهامون در تامپا تموم شده و حالا داریم برای رفتن به الپاسو آماده میشیم. پس وقت جمع کردن چمدونه.
🐥 : لباس زیر و جورابهام رو که نمیتونم بهتون نشون بدم.
🐥 : اما اینم ویتامینهامه. راستی، بذار همین الان بخورمشون.
🐥 : این ویتامین C هست. راستش نمیدونم دقیقاً باید چطور مصرفش کرد، برای همین مستقیم از توی بسته میخورمش.
🐥 : معلومه؟ خودم الان نمیتونم ببینم. شما میبینید دارم چی کار میکنم؟
🐥 : خوبه.
🐥 : جمع کردن وسایل واقعاً عذابه. اگه اینها رو اینطوری تا کنم، همشون چروک میشن.
🐥 : اینطوری... بیاید همینجوری جمعشون کنیم. اصلاً مهم نیست.
🐥 : وای، چه دردسریه! اگه اینطوری تاشون کنم، باز هم چروک میشن.
🐥 : این قسمت رو قطع میکنن.
ترجمه:
🐥 : الان حدود ساعت شش عصره. کنسرتهامون در تامپا تموم شده و حالا داریم برای رفتن به الپاسو آماده میشیم. پس وقت جمع کردن چمدونه.
🐥 : لباس زیر و جورابهام رو که نمیتونم بهتون نشون بدم.
🐥 : اما اینم ویتامینهامه. راستی، بذار همین الان بخورمشون.
🐥 : این ویتامین C هست. راستش نمیدونم دقیقاً باید چطور مصرفش کرد، برای همین مستقیم از توی بسته میخورمش.
🐥 : معلومه؟ خودم الان نمیتونم ببینم. شما میبینید دارم چی کار میکنم؟
🐥 : خوبه.
🐥 : جمع کردن وسایل واقعاً عذابه. اگه اینها رو اینطوری تا کنم، همشون چروک میشن.
🐥 : اینطوری... بیاید همینجوری جمعشون کنیم. اصلاً مهم نیست.
🐥 : وای، چه دردسریه! اگه اینطوری تاشون کنم، باز هم چروک میشن.
🐥 : این قسمت رو قطع میکنن.
- ۵۰۴
- ۱۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط