شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد
شب مرگ تنها نشیند به موجی
رود گوشه ای دور و تنها بمیرد
در آن گوشه چندان غزل خوانده آن شب
که خود در میان غزل ها بمیرد

🖤🥀
دیدگاه ها (۰)

ای بی خبر از حال بیمارم رفتی و خود را به که بسپارمدردت به قل...

چمدانی نشسته بر دوشت زخمهایی به قلب مغلوبت 🖤

دل دادم و دل بستم و دلدار نفهمید رسوای جهان گشتم و آن یار نف...

اگر زرین کلاهی عاقبت هیچاگر خود پادشاهی عاقبت هیچاگر ملک سلی...

#حکایت_قدیمی 🐺🐪حکایت صلح شتر و گرگ گرگی و شتری خانه‌یکی شدند...

بعضی رفتن‌هادر را محڪم نمی‌بندندآرام می‌روندبی‌صداطوری ڪه تا...

این داستانی است درباره‌ی قلبی که می‌خواست دایره‌ی نورش را بز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط