پارت چهارم

پارت چهارم

جیمین: خوب خوبه منو باهاش آشنا کن

نامجون: باشه امروز با بچه ها قرار میزاریم

جیمین: بچه ها؟

نامجون: آره بیشترشون نیمه پری هستن مثل من و فقط شوگا ست که انسانه

جیمین: آها باشه


ویو نامجون: با همه بچه ها تماس گرفتم گفتم ساعت نه رستوران باشن

ویو جیمین : الان دیگه ساعت هشته بهتره حاضر بشم اممم خوب

ساعت نه بود

همه پسرا داخل رستوران بودن و منتظر شوگا که بیاد

جیمینم با همه آشنا شده بود

حدود پنج مین بعد

ویو شوگا: هعی بلخره رسیدم بازم دیرم شد اووف وقتی وارد شدم همه اومده بودن وقتی بیشتر دقت کردم دیدم یه پسر جدیدم هست که نمیشناسمش
واییی خیلی خوشگلهه خیلی گوگولیه

پسرا : سلامم شوگا

شوگا: سلام

شوگا رو به جیمین کرد و گفت

شوگا: سلام من شوگام

جیمین: خوشبختم منم جیمینم

حدود یه ساعت گذشته بود همه در حال غذا خوردن


ذهن شوگا: امم این پسره خیلی خوشگله نمیدونم چم شده نمیتونم ازش چشم بردارم


نامجون: مرسی از همتون که اومدین خیلی خوش گذشت


نامجون: فقط یه مشکلی هست من خونم کوچیکه جا برای جیمین نیست میشه جیمین خونه یه نفر بمونه؟

چند دقیقه بعد

شوگا: اممم میتونه بیاد خونه من

نامجون: مرسییی

شوگا: خوب جیمین بریم دیگه معلومه خسته ای

جیمین: باشه بریم

جیمین و شوگا ار همه خدافظی کردن و به سمت ماشین حرکت کردن ..................

شرط ها:
لایک: ۱۵
بازنشز: ۸
کامنت: ۲۵
دیدگاه ها (۷)

💢مهم💢سلام آرمی های عزیز✨وقتشه که وارد عمل بشیم جیمین بهمون ن...

پارت سومویو جیمین: وقتی وارد در طلایی شدم وارد یه دنیای خیلی...

خوناشام خشن من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط