ویو جیمین: وقتی وارد در طلایی شدم وارد یه دنیای خیلی بزرگ

ویو جیمین: وقتی وارد در طلایی شدم وارد یه دنیای خیلی بزرگ و شلوغ شدم یعنی دنیای انسان ها

ویو جیمین: اووف چند ساعته دادم دنیال آدرس میگردم چرا پیدا نمیکنم


حدود بیست مین بعد


جیمین: اووف بلخره پیدا کردمممم

ویو جیمین: رفتم به سمت خونه اون نیمه پری ها

جیمین در زد و نامجون در باز کرد

جیمین: سلام من جیمینم و یه پری

نامجون: سلام منتظرت بودیم نامجونم بیا داخل

جیمین وارد خونه شد

چند دقیقه بعد جینم اومد و با جیمین آشنا شد

جیمین: خوب همونطور که میدونین من برای یه مأموریت اومدم اینجا و زود باید برم

نامجون و جین : آره میدونیم

جیمین: خوب شما انسانی نمیشناسین که بتونم ازش خون بگیرم؟

نامجون: چرا یه نفر هست ولی...

جیمین: درست توضیح بده

نامجون: ولی اون نباید بفهمه تو یا ما پری هستیم وگرنه بد میشه

جیمین: خوب من الان باید چیکار کنم؟

نامجون: تو باید کاری کنی که خودش بخواد خون بهت بده همین

و اگه اینطوری نباشه خون انسان هیچ اثری نداره فقط در یک صورته که اثر داره ،خود انسان بخواد که خونش بده و همینطور به تو اعتماد کامل داشته باشه

جیمین خوب باشه فهمیدم حالا باید چطوری یه انسان پیدا کنم؟

نامجون من یه نفر میشناسم.........

شرط ها:
لایک: ۱۷
بازنشز: ۱۱
کامنت: ۲۹

آهنگ کاور دوست دارین ؟ ناناز ✨️🐥
دیدگاه ها (۰)

پارت دوماون جیمین بود رهبر پری ها: اووو جیمین مطمئنی اینکار ...

ناناز فالو بشه ✨️@v_123456

پارت اول ویو جیمین: اووف بازم این پیر مرد شروع کرد الانم بای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط