من و ز کوی تو رفتن زهی خیال محال

من و ز کوی تو رفتن زهی خیال محال
که دام زلف تو هرگز مرا رها نکند...🦋🦋


سلام صبحت بخیرونیکی محبوبم❤💐

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌

دیدگاه ها (۰)

محبت آتشی در جانم افروختکه تا دامان محشر بایدم سوختعجب پیراه...

همه با یار خوش و من به غم یار خوشمسخت کاری است ولی من به همی...

دلتنگ توأممرا بیاموز چطور دلتنگت نباشمچطور باید ریشهٔ عشقِ ت...

چه‌ کنم با غم خویش؟که گهی بغض دلم می ترکد،دل تنگم  زِ عطش می...

چنان به کوی تو آسوده از بهشت برینمکه در ضمیر نیامد خیال حوری...

شد وقت مرگ نوش لبی هم‌نشین مراعمر دوباره شد نفس واپسین مرابا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط