چه‌ کنم با غم خویش؟

چه‌ کنم با غم خویش؟
که گهی بغض دلم می ترکد،
دل تنگم  زِ عطش می سوزد،
شانه ای می خواهم که
گذارم سر خود بر رویش
و کنم گریه که شاید کمی آرام شوم
ولی افسوس که نیست...!!🖤
دیدگاه ها (۱)

دلتنگ توأممرا بیاموز چطور دلتنگت نباشمچطور باید ریشهٔ عشقِ ت...

من و ز کوی تو رفتن زهی خیال محالکه دام زلف تو هرگز مرا رها ن...

شب لب پنجره‌ی اتاقم می‌نشینمسراغ عطر تنت را از نسیم شب میگیر...

هوای حادثه‌هایم همیشه بارانیستتنم حریصِ بهار و دلم زمستانیست...

رها🦋 دلتنگت که می شومپنجره ی دلم را باز می گذارمتا نسیم خیال...

#شب_جمعه و #قرار_با_ارباب راس تو را به روی نی، هرچه نظاره می...

یااَبَالحَسَنِ یا عَلِیَّ بنَ موُسَی الرِضا یَابنَ رَسوُلِ ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط