PART
PART;2
کالیستا بار دیگر نگاهش را روی متن ایمیل لغزاند و انگشتای ظریفش رو زیر چونه اش قفل کرد نگاهش از صفحه جدا نشد وقتی با لحنی آرام اما دقیق پرسید:
«چرا کایلس؟»
نوئلی با دیدن جرقهی کنجکاوی در نگاه کالیستا، لبخند پیروزمندانهی محوی زد. بعد بدون حرف اضافهای، ویدیویی را رو پلی کرد.
نور فلش دوربینها در تاریکی شب میدرخشید و میان جمعیت خبرنگارها، تهیونگ با قدمهای آرام از در اصلی سالن خارج میشد. روی شانههایش کت چرمی قرمز کایلس بود همان طراحی خاصی که در کالکشن تابستانی برند معرفی شده بود.
آن کت را خوب میشناخت. یکی از جسورترین طراحیهایش بود؛ چرمی براق با برشهای تیز و رنگ قرمز
«سه شب پیش، تهیونگ بعد از اجرا از سالن بیرون میاومد عکسها توی چند ساعت همه جا پخش شد. فنها دنبال برند کت گشتن… و اسم کایلس ترند شد تقریباً تمام موجودی اون کت… سولد اوت شده»
کالیستا انگشتانش را آرام روی میز ضرب گرفت«تصادفی نبوده.»
بعد نگاهش را به نوئلی برگرداند.
«میخوام بدونم چرا اون کت...کمپانیش چی گفته؟»
نوئلی نفس کوتاهی کشید و واد پد رو دو دستی گرفت«گفتن بعد از وایرال شدن عکسها، توجه زیادی به برند جلب شده. برای همین میخوان دربارهی یه همکاری رسمی با کایلس صحبت کنن.»
مکث کوتاهی کرد و اضافه کرد: «در واقع… پیشنهاد دادن تهیونگ سفیر جدید برند بشه.»
کالیستا سرش را کمی کج کرد، لبخند عجیبی زد «و تا حالا چندتا درخواست مصاحبه برای این کت اومده؟»
«از دیشب تا الان… دوازده تا.» نوئلی لبخند کوتاهی زد. «و سایت تقریباً منفجر شده.»
کالیستا پا رو پا انداخت و آروم به صندلی چرمش تکیه داد «با کمپانیش تماس بگیر.»
نوئلی ابرو بالا انداخت. «برای جلسه؟»
کالیستا لحظهای مکث کرد و بعد خونسرد گفت: «میخوام بدونم مردی که باعث شده کت من توی یک شب تولد اوت بشه… دقیقاً کیه.»
نوئلی از اتاق کار بیرون رفت، در را پشت سرش آرام بست و گوشیاش را برداشت. هنوز صدای ضربهی منظم انگشتهای کالیستا روی میز در ذهنش میپیچید.
تماس را از طریق خط رسمی برند گرفت؛ لحنش مثل همیشه حرفهای و کنترلشده بود. چند بار بوق خورد تا سرانجام صدایی آرام و جدی از آنسوی خط آمد.
«بیگهیت اینترتینمنت، بفرمایید.»
نوئلی کمی صافتر ایستاد. «سلام، روز بخیر. من نوئلی مارتل هستم، مدیرعامل شرکت مد کایلس. تماس گرفتم دربارهی همکاری پیشنهادی با کیم تهیونگ.»
مکث کوتاهی پشت خط افتاد. بعد آن صدا، همراه با کنجکاوی بیشتری برگشت:
«بله… موضوع همکاری رو دریافت کردیم.»
نوئلی وادپدش را با یک دست بالا آورد و با قلم دیجیتال مخصوصش روی صفحه چند نکته سریع یادداشت کرد. نور صفحه روی انگشتانش منعکس میشد.
«مدیر خلاق ما، خانم کالیستا کین، تمایل دارن جلسهای برای بررسی رسمی این همکاری برگزار بشه.»
لحن طرف مقابل کمی گرمتر شد، اما همچنان حسابشده بود.
«خانم کین شخصاً در جلسه شرکت میکنن؟»
نوئلی لبخند محوی زد و ته وادپد را با انگشت صاف کرد.
«بله. فقط زمان مناسب شما رو لازم داریم.»
چند لحظه سکوت—از آن سکوتهایی که بین دو برند شناختهشده سنگینی میکند.
در نهایت او گفت: «پیشنهاد میکنم ابتدا یک تماس مقدماتی بین تیمهای ما انجام بشه. اگر شرایط مناسب بود، جلسهی رسمی با حضور کیم تهیونگ برگزار میکنیم.»
نوئلی یادداشت دیگری اضافه کرد. «موافقیم. منتظر ایمیل تاییدتون هستیم.»
«حتماً. و… خوشحالیم که تهیونگ برند شما رو انتخاب کرده.»
نوئلی برای لحظهای مکث کرد، لبخندش آرام اما پرمعنا شد.
«ما هم همینطور.»
تماس قطع شد.
او نفس آرامی بیرون داد، وادپد را کنار آورد و زیر لب زمزمه کرد:«شروع شد.»
#taehyung #تهیونگ #فیکشن_تهیونگ #وانشات_تهیونگ #وانشات_بی_تی_اس #وانشات #فیکشن
کالیستا بار دیگر نگاهش را روی متن ایمیل لغزاند و انگشتای ظریفش رو زیر چونه اش قفل کرد نگاهش از صفحه جدا نشد وقتی با لحنی آرام اما دقیق پرسید:
«چرا کایلس؟»
نوئلی با دیدن جرقهی کنجکاوی در نگاه کالیستا، لبخند پیروزمندانهی محوی زد. بعد بدون حرف اضافهای، ویدیویی را رو پلی کرد.
نور فلش دوربینها در تاریکی شب میدرخشید و میان جمعیت خبرنگارها، تهیونگ با قدمهای آرام از در اصلی سالن خارج میشد. روی شانههایش کت چرمی قرمز کایلس بود همان طراحی خاصی که در کالکشن تابستانی برند معرفی شده بود.
آن کت را خوب میشناخت. یکی از جسورترین طراحیهایش بود؛ چرمی براق با برشهای تیز و رنگ قرمز
«سه شب پیش، تهیونگ بعد از اجرا از سالن بیرون میاومد عکسها توی چند ساعت همه جا پخش شد. فنها دنبال برند کت گشتن… و اسم کایلس ترند شد تقریباً تمام موجودی اون کت… سولد اوت شده»
کالیستا انگشتانش را آرام روی میز ضرب گرفت«تصادفی نبوده.»
بعد نگاهش را به نوئلی برگرداند.
«میخوام بدونم چرا اون کت...کمپانیش چی گفته؟»
نوئلی نفس کوتاهی کشید و واد پد رو دو دستی گرفت«گفتن بعد از وایرال شدن عکسها، توجه زیادی به برند جلب شده. برای همین میخوان دربارهی یه همکاری رسمی با کایلس صحبت کنن.»
مکث کوتاهی کرد و اضافه کرد: «در واقع… پیشنهاد دادن تهیونگ سفیر جدید برند بشه.»
کالیستا سرش را کمی کج کرد، لبخند عجیبی زد «و تا حالا چندتا درخواست مصاحبه برای این کت اومده؟»
«از دیشب تا الان… دوازده تا.» نوئلی لبخند کوتاهی زد. «و سایت تقریباً منفجر شده.»
کالیستا پا رو پا انداخت و آروم به صندلی چرمش تکیه داد «با کمپانیش تماس بگیر.»
نوئلی ابرو بالا انداخت. «برای جلسه؟»
کالیستا لحظهای مکث کرد و بعد خونسرد گفت: «میخوام بدونم مردی که باعث شده کت من توی یک شب تولد اوت بشه… دقیقاً کیه.»
نوئلی از اتاق کار بیرون رفت، در را پشت سرش آرام بست و گوشیاش را برداشت. هنوز صدای ضربهی منظم انگشتهای کالیستا روی میز در ذهنش میپیچید.
تماس را از طریق خط رسمی برند گرفت؛ لحنش مثل همیشه حرفهای و کنترلشده بود. چند بار بوق خورد تا سرانجام صدایی آرام و جدی از آنسوی خط آمد.
«بیگهیت اینترتینمنت، بفرمایید.»
نوئلی کمی صافتر ایستاد. «سلام، روز بخیر. من نوئلی مارتل هستم، مدیرعامل شرکت مد کایلس. تماس گرفتم دربارهی همکاری پیشنهادی با کیم تهیونگ.»
مکث کوتاهی پشت خط افتاد. بعد آن صدا، همراه با کنجکاوی بیشتری برگشت:
«بله… موضوع همکاری رو دریافت کردیم.»
نوئلی وادپدش را با یک دست بالا آورد و با قلم دیجیتال مخصوصش روی صفحه چند نکته سریع یادداشت کرد. نور صفحه روی انگشتانش منعکس میشد.
«مدیر خلاق ما، خانم کالیستا کین، تمایل دارن جلسهای برای بررسی رسمی این همکاری برگزار بشه.»
لحن طرف مقابل کمی گرمتر شد، اما همچنان حسابشده بود.
«خانم کین شخصاً در جلسه شرکت میکنن؟»
نوئلی لبخند محوی زد و ته وادپد را با انگشت صاف کرد.
«بله. فقط زمان مناسب شما رو لازم داریم.»
چند لحظه سکوت—از آن سکوتهایی که بین دو برند شناختهشده سنگینی میکند.
در نهایت او گفت: «پیشنهاد میکنم ابتدا یک تماس مقدماتی بین تیمهای ما انجام بشه. اگر شرایط مناسب بود، جلسهی رسمی با حضور کیم تهیونگ برگزار میکنیم.»
نوئلی یادداشت دیگری اضافه کرد. «موافقیم. منتظر ایمیل تاییدتون هستیم.»
«حتماً. و… خوشحالیم که تهیونگ برند شما رو انتخاب کرده.»
نوئلی برای لحظهای مکث کرد، لبخندش آرام اما پرمعنا شد.
«ما هم همینطور.»
تماس قطع شد.
او نفس آرامی بیرون داد، وادپد را کنار آورد و زیر لب زمزمه کرد:«شروع شد.»
#taehyung #تهیونگ #فیکشن_تهیونگ #وانشات_تهیونگ #وانشات_بی_تی_اس #وانشات #فیکشن
- ۷.۹k
- ۲۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط