#عشق_یا_گلوله؟
#عشق_یا_گلوله؟
𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹
𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²³
ویو میکا_____
صدای قدمهای پزشکها توی راهرو میپیچید.
من چیزی نمیشنیدم.
همهچیز تاریک بود.
فقط صداهای دور و نامفهوم اطرافم میاومد.
اما بیرون اتاق...
جیمین هنوز ایستاده بود.
دستش روی پهلوش بود و سعی میکرد خودش رو سرپا نگه داره.
جونگکوک: «جیمین، بشین.»
جیمین: «نه.»
تهیونگ: «تو از وقتی رسیدیم اینجا حتی اجازه ندادی پزشک بهت نزدیک بشه.»
جیمین: «اول میکا.»
جونگکوک: «میکا رفته داخل. الان نوبت توئه.»
جیمین جواب نداد.
فقط به در اورژانس خیره موند.
چند ثانیه گذشت.
بعد ناگهان دستش از روی پهلوش سر خورد.
تهیونگ متوجه شد.
تهیونگ: «جیمین؟»
جیمین: «چیزی نیست.»
یک قدم برداشت.
بعد یکی دیگه.
اما این بار تعادلش به هم خورد.
جونگکوک سریع بازوش رو گرفت.
جونگکوک: «هی!»
جیمین دستش رو پس زد.
جیمین: «ولم کن.»
جونگکوک: «نه.»
جیمین: «گفتم ولم کن.»
تهیونگ: «بس کن دیگه! تو داری از حال میری.»
جیمین خواست جواب بده...
اما چند لحظه ساکت موند.
نگاهش روی در اورژانس ثابت شد.
جیمین: «میکا...»
جونگکوک: «چی؟»
جیمین چیزی نگفت.
چشمهاش برای چند ثانیه روی یک نقطه موند.
بعد بدنش شل شد.
جونگکوک: «جیمین!»
تهیونگ سریع کمک کرد تا زمین نخوره.
تهیونگ: «پزشک! یکی کمک کنه!»
دو نفر از کارکنان بیمارستان سریع به سمتشون اومدن.
جونگکوک: «تیر خورده! از ناحیه پهلو!»
پزشک: «باید فوراً ببریمش داخل.»
جیمین دیگه جواب نمیداد.
جونگکوک در حالی که کنار تخت حرکت میکرد، به در اتاق میکا نگاه کرد.
دو نفر زخمی...
دو پرونده...
و یک اسم که دوباره از گذشته برگشته بود.
گودال.
و حالا هر دو نفر اصلی این ماجرا، پشت درهای جداگانهی بیمارستان بودند.
ادامه دارد.......
لایک کنید و نظر بدینننننن🔪🎀
سلاممممممم بانو هاممممممممم
چطورینننننن؟؟؟؟
امروز هم براتون ۳ تا پارت گذاشتم مثل دیروز من همیشه چون مثل جغد بیدارم از
ساعت ۱۲ شب به بعد انگار تازه باید زندگی
کنم این موقع ها براتون پارت میزارم لطفا هر ۳ تا پارت حمایت کنید پرنسس هام 💃
و اینکه تو اون پیجم یه رمان شروع کردم هم اینجا رمانم می نویسم هم اونجا خواستین خوشحال میشم بری ببینی خوشگلم
ایدی اون پیجم :
@victaria_mj.1
کامنت بزاری میتونم برا پارت بعد خبرت کنم پرنسس 🎀
شرطا رسید بهم تو کامنتا خبر بدین پرنسس هام.
شرط :
لایک : ۳۷ تا
کامنت : ۱۱ تا
بازنشر : 1۰ تا
دوستون دارم یه دنیا بایییبی 💋
𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹
𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²³
ویو میکا_____
صدای قدمهای پزشکها توی راهرو میپیچید.
من چیزی نمیشنیدم.
همهچیز تاریک بود.
فقط صداهای دور و نامفهوم اطرافم میاومد.
اما بیرون اتاق...
جیمین هنوز ایستاده بود.
دستش روی پهلوش بود و سعی میکرد خودش رو سرپا نگه داره.
جونگکوک: «جیمین، بشین.»
جیمین: «نه.»
تهیونگ: «تو از وقتی رسیدیم اینجا حتی اجازه ندادی پزشک بهت نزدیک بشه.»
جیمین: «اول میکا.»
جونگکوک: «میکا رفته داخل. الان نوبت توئه.»
جیمین جواب نداد.
فقط به در اورژانس خیره موند.
چند ثانیه گذشت.
بعد ناگهان دستش از روی پهلوش سر خورد.
تهیونگ متوجه شد.
تهیونگ: «جیمین؟»
جیمین: «چیزی نیست.»
یک قدم برداشت.
بعد یکی دیگه.
اما این بار تعادلش به هم خورد.
جونگکوک سریع بازوش رو گرفت.
جونگکوک: «هی!»
جیمین دستش رو پس زد.
جیمین: «ولم کن.»
جونگکوک: «نه.»
جیمین: «گفتم ولم کن.»
تهیونگ: «بس کن دیگه! تو داری از حال میری.»
جیمین خواست جواب بده...
اما چند لحظه ساکت موند.
نگاهش روی در اورژانس ثابت شد.
جیمین: «میکا...»
جونگکوک: «چی؟»
جیمین چیزی نگفت.
چشمهاش برای چند ثانیه روی یک نقطه موند.
بعد بدنش شل شد.
جونگکوک: «جیمین!»
تهیونگ سریع کمک کرد تا زمین نخوره.
تهیونگ: «پزشک! یکی کمک کنه!»
دو نفر از کارکنان بیمارستان سریع به سمتشون اومدن.
جونگکوک: «تیر خورده! از ناحیه پهلو!»
پزشک: «باید فوراً ببریمش داخل.»
جیمین دیگه جواب نمیداد.
جونگکوک در حالی که کنار تخت حرکت میکرد، به در اتاق میکا نگاه کرد.
دو نفر زخمی...
دو پرونده...
و یک اسم که دوباره از گذشته برگشته بود.
گودال.
و حالا هر دو نفر اصلی این ماجرا، پشت درهای جداگانهی بیمارستان بودند.
ادامه دارد.......
لایک کنید و نظر بدینننننن🔪🎀
سلاممممممم بانو هاممممممممم
چطورینننننن؟؟؟؟
امروز هم براتون ۳ تا پارت گذاشتم مثل دیروز من همیشه چون مثل جغد بیدارم از
ساعت ۱۲ شب به بعد انگار تازه باید زندگی
کنم این موقع ها براتون پارت میزارم لطفا هر ۳ تا پارت حمایت کنید پرنسس هام 💃
و اینکه تو اون پیجم یه رمان شروع کردم هم اینجا رمانم می نویسم هم اونجا خواستین خوشحال میشم بری ببینی خوشگلم
ایدی اون پیجم :
@victaria_mj.1
کامنت بزاری میتونم برا پارت بعد خبرت کنم پرنسس 🎀
شرطا رسید بهم تو کامنتا خبر بدین پرنسس هام.
شرط :
لایک : ۳۷ تا
کامنت : ۱۱ تا
بازنشر : 1۰ تا
دوستون دارم یه دنیا بایییبی 💋
- ۲.۳k
- ۲۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط