مافیای بی رحم من⛓️🩸🥂

مافیای بی رحم من⛓️🩸🥂

#Part27


《ویو جونگکوک》


بی قرار فقط میرفتمو می اومدم

که ناگهانی گوشی مایک زنگ خورد

بیخیالش شدم چون هر اتفاقی می افتاد خودش حلش میکرد

یهو ا/ت رو اوردن بیرون رفتم سمتش خیلی قشنگ چشمای ناز شو روی هم گذاشته بود

بردنش بخش همه هجوم بردیم پیشش
3 روز میگذره از اون اتفاق اما هنوز ا/ت بهوش نیومده بود

خیلی دلتنگ اون چشمای نازش بودم وقتی قهر می‌کرد، وقتی ناز میکرد
کی بهوش بیاد

همين طوری توی فکر بودم که صدای مین هی اومد داد میزد"



+جونگکوک جونگکوک

_چیشدهه

+بیا ا/ت بهوش اومده


تا تونستم دویدم سمت اتاقش
رفتم تو چشماش باز بود

نمیدونستم چیکار کنم
.....


《ویو ا/ت》


وقتی بهوش اومدم
فقط مین هی و مایک رو دیدم

فکر میکردم جونگکوک براش مهم نبوده


تا مین هی داد زد

وقتی اومد توی چارچوب در ایستاده بود
همون لباسای اون روزش تنش بود


تو چشاش اشک جمع شده بود

صداش زدم"


+جونگکوک

_جانمم


《ویو ا/ت》


هجوم اورد پیشم


هی داشت دستمو ماچ مي‌کرد

یه جوری بود حس میکردم خودشو مقصر میدونه

خواستم خودمو بگیرم
قهر کنم باهاش ولی نمی شد

خیلی ناز بود


یهو گفت"

+عشقم ببخشید مقصر این همه اتفاقات من بودم

_تو نبودی جونگکوک اینا همشون اتفاقی بوده

+نبوده اگه من کاری نمیکردم
تو بیای دنبالمو اینا این اتفاقات نمی افتاد

_جونگکوک تو مقصر نبودی...


یهو مکث کرد
حس کردم قلبم ایستاد


+ج..جونگ..کوک

_چیشده حالت خوبه ا/ت دکتر رو صدا کنین

+ن.نه
بچم بچه حالش چطوره؟

کسی جواب نمیداد

+جونگکوک مین هییی مایککک یکیتون یچی بگید


_ا/ت اروم باش حال بچه خوبه

+نه دارین دروغ میگید نه

_ا/ت عزیزم بچه حالش خوبه فقط نباید دیگه بش اسیبی برسه (اروم مهربون)


(ادامه دارد...)

----------
شرطا:
لایک:۱۷
کام:۵

#جونگکوک #فیک #فیک_جونگکوک #رمان_مافیایی #فیک_مافیایی #بی_تی_اس #فیک_بی_تی_اس #رمان_عاشقانه #داستان_مافیایی #جونگکوک_لاور
دیدگاه ها (۲۵)

مافیای بی رحم من⛓️🩸🥂#Part28_ا/ت عزیزم بچه حالش خوبه فقط نبای...

مافیای بی رحم من⛓️🩸🥂#Part29من تصمیم گرفتم که اعتراف کنماما ر...

مافیای بی رحم من⛓️🩸🥂#Part26+خب الان مجبوری باهام بیای_منم سر...

مافیای بی رحم من⛓️🩸🥂#Part25یه پسر دیدم که بسته بودنش به صندل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط