فقط چون حس میکنم باید یه چیزی بگم

فقط چون حس میکنم باید یه چیزی بگم

فقط چون حس میکنم باید یه چیزی بگم
اینبارم حس میکنم یه تیکه از وجودمو ک بهم گره خورده ازم کندن
خواهشم اینه زودتر بهم برش گردونید وگرنه انقدر عزاداری میکنم تا تلف شم:)
از اکسیژن لازم تره برام:))))
ینی میشه همه چی درست شه باز بتونم بدون نگرانی نگات کنم؟
ترسی برای از دست دادنت نداشته باشم؟
میشه؟.......
دیدگاه ها (۰)

پارت نهم🧡💚قلبی که به تو تعلق داره باکودکودکو:{کاچان حس...

اخرین دعا 27

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐𝟎 با خودش فکر کرد.‌ امکان نداره، جونگکوک‌ ...

بالاتر از اتمسفر

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۶۳چشمهای بسته شده ی ...

THE FIRST KISSPART: 3ات: الو سلام &: خب میای یا بیام ببرمش ا...

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

KIM V

پارت شانزدهم《بخش اول》《Custom kiss》 ×و...

سناریو مایکی { جنگل چشمات } درحالی که اون مرد ها در اتاق رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط