کپشننن؛😂💋

کپشننن؛😂💋

عروسک من😈🔞

پارت پنجاه و یک

+چرا هیچوقت ندیدمت یعنی نبودی

ماشین نگه داشته شد جلو یِ مرکز بزرگ گالریا بزرگترین مرکز بود و ادمای پولدار بودن نِلی عینکشو گذاشت رو چشماش

و خم شد که منم پیاده شدم انگار نه انگارر داداشش غیب
شده بود پیاده شدم

چه خانواده عجیب غریبین انگار منم عضوی از خانواده اشونم

پیاده شدم نِلی با ذوق جلوتر رفت و دو سه تا نگهبان
پشت سرمون بودن

+وا نِلی صبر کن

وایساد و با چهره خندون برگشت سمتم

-بله فرشته خانوم

از لحنش خنده ام گرفت باهم سمت بوتیک لباس رفتیم
که با صدای مردی که اسممو صدا زد

برگشتیم نِلی تعجب کرد

+بوریس

بوریس اومد سمتم

-اوه عجیبه یه دختر ساده پیش ثروتمند ترین
دختر روسیه یا بهتره بگم ملکه

متعجب لب برچیدم

+شما همدیگه رو میشناسین

بوریس خندید و اومد سمتمون ...

#رمان #عاشقانه #بزرگسال_مافیایی

پوووف بوریس یه فرد عادیه جوجه های گلی😈💋
دیدگاه ها (۱۳)

مثل هر شببب کپشنننن😎🎀عروسک من😈🔞پارت چهل و نُه+آقای راننده نی...

این پایین رو ببین🤭🎀عروسک من😈🔞پارت بیست دو از ماشین پیاده شدم...

spanish girl:۱۰

مهمهه کپشنه💅🏿😈عروسک من😈🔞پارت هشتم -چون دیگه تحمل از بوی موها...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

وقتی میرین مهمونی ولی...درخواستی ادکلن هم زدم که صدای هول زد...

......//برده ی زیبا//.....

Multi-Part: 7When you were pregnant, you went to the gym wit...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط