هنوزم شبا میشم خیره به ماه
هنوزم شبا میشم خیره به ماه ؛)
.
حال که تو نیستی از همیشه درماندهترم، احساس میکنم تکهای از من گم شده، تکهای که با هیچ چیز پر نخواهد شد، چرا رفتی؟
جای خالیات را با هیچ چیز و هیچ کسی نمیتوانم پر کنم؛ بی تو رُزهای سُرخ اتاقم پژمرده شدهاند، قاصدکم بی آنکه آرزوهایَم را بشنود با باد رفته است، گربهای که در حیاط به سراغم میآمد به خانهیِ دیگری دلبسته،
" انگار با رفتنت هیچکس نمیخواهد بماند.. "
بی تو قلب تپندهای که با بودنت طوری میپتید که انگار میخواهد از سینهام بیرون بپرد حال هر از گاهی برای زنده نگه داشتنم فقط میزند، بی هیچ هدفی..
نفس کشیدن نیز طاقت فرسا شده،
همه چیز بی رنگ است.
تو که نیستی هیچ شوقی از برای من نیست؛ مرا از پا درآوردی قربانت شوم..
هیچگاه رفتنت را تصور نکرده بودم و حال دارم آن تصوری که با تمام قوا فرار میکردمش مرا چسبیده و زندگیام را جرعه جرعه مینوشد..
.
حال که تو نیستی از همیشه درماندهترم، احساس میکنم تکهای از من گم شده، تکهای که با هیچ چیز پر نخواهد شد، چرا رفتی؟
جای خالیات را با هیچ چیز و هیچ کسی نمیتوانم پر کنم؛ بی تو رُزهای سُرخ اتاقم پژمرده شدهاند، قاصدکم بی آنکه آرزوهایَم را بشنود با باد رفته است، گربهای که در حیاط به سراغم میآمد به خانهیِ دیگری دلبسته،
" انگار با رفتنت هیچکس نمیخواهد بماند.. "
بی تو قلب تپندهای که با بودنت طوری میپتید که انگار میخواهد از سینهام بیرون بپرد حال هر از گاهی برای زنده نگه داشتنم فقط میزند، بی هیچ هدفی..
نفس کشیدن نیز طاقت فرسا شده،
همه چیز بی رنگ است.
تو که نیستی هیچ شوقی از برای من نیست؛ مرا از پا درآوردی قربانت شوم..
هیچگاه رفتنت را تصور نکرده بودم و حال دارم آن تصوری که با تمام قوا فرار میکردمش مرا چسبیده و زندگیام را جرعه جرعه مینوشد..
- ۹.۴k
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط