و یه نکتهی دیگه؛ این پست برای تکتک فرندامه، پس لطفاً کس
و یه نکتهی دیگه؛ این پست برای تکتک فرندامه، پس لطفاً کسی فکر نکنه منظورم فقط یه نفر خاصه.
اول از همه یه چیز رو مشخص کنم: از لحنم ناراحت نشید. میدونم لحنم تنده، ولی واقعاً به جایی رسیدم که احساس میکنم اگر اینطوری حرف نزنم، هیچچیز درست نمیشه.
من بیشتر از ۲۰ تا فرند دارم، خب؟
حالا از بین این بیشتر از ۲۰ نفر، چرا همیشه من باید اول پیام بدم؟
چرا اگر من پیام ندم، طرف ناراحت میشه و میاد گله میکنه که «چرا پیام ندادی؟» ولی خودش حتی یک بار هم حاضر نیست اول پیام بده؟
بارها بهتون گفتم:
«چرا بهم پیام نمیدید؟»
و جوابهایی شنیدم که واقعاً بعضی وقتها حتی ارزش جواب دادن هم نداشت.
یکی میاد روزی صد بار پست و استوری میذاره، آنلاین هم هست، ولی وقتی بهش میگم «چرا پیام ندادی؟» میگه «وای ببخشید کار داشتم.»
خب داشتی، که داشتی.
یعنی من بیکارم؟
یعنی فقط شما کار و زندگی دارید و من هیچ کاری ندارم؟
منم زندگی دارم. منم مشغله دارم. منم ممکنه حوصله نداشته باشم. ولی وقتی کسی برام مهم باشه، حداقل یه پیام کوتاه میدم.
من همیشه باهاتون مدارا کردم. همیشه گفتم اشکال نداره، شاید سرش شلوغه، شاید حوصله نداره، شاید یادش رفته. هزار بار برای رفتارتون دلیل تراشیدم و گفتم «عیبی نداره».
ولی الان دیگه واقعاً خسته شدم از اینکه همیشه من باید شروعکننده باشم.
اگر من پیام ندم، شما پیام نمیدید.
اگر حالتون رو نپرسم، شما حال منو نمیپرسید.
اگر سراغتون رو نگیرم، انگار اصلاً وجود ندارم.
و بدتر از همه اینه که وقتی من چیزی نمیگم، فکر میکنید همهچیز خوبه.
نه، خوب نیست.
من از این یکطرفه بودن دوستیها خسته شدم.
دوستی قرار نیست این باشه که یک نفر همیشه دنبال اون یکی راه بیفته و اون یکی فقط وقتی یادش بیفته که طرف مقابل نیست.
پس از این به بعد خیلی واضح میگم:
اگر نمیخواید دوستی رو ساده، صاف و دوطرفه نگه دارید، اصلاً واردش نشید.
اگر قرار نیست برای کسی که اسمش رو «دوست» گذاشتید، حتی یه پیام ساده بفرستید، انتظار نداشته باشید اون آدم همیشه برای شما وقت و انرژی بذاره.
و دیگه برام مهم نیست از این حرفها ناراحت بشید یا نه.
چون من برای هر بار ایگنور کردنتون ناراحت شدم.
برای هر بار که پیامم رو دیدید و جواب ندادید، دلم شکست.
برای هر بار که فقط من سراغتون رو گرفتم و شما حتی یک بار نپرسیدید «خوبی؟»، قلبم واقعاً هزار تکه شد.
فقط چون چیزی نگفتم، دلیل نمیشه چیزی حس نکرده باشم.
پس حرف آخرم خیلی سادهست:
اگر میخواید دیل بزنید، همین الان بزنید.
واقعاً ترجیح میدم همینجا تکلیفمون مشخص بشه تا اینکه بیشتر از این از این دوستیها خسته و زده بشم.
من کسی رو مجبور به موندن نمیکنم.
فقط دیگه حاضر نیستم برای نگه داشتن آدمهایی بجنگم که خودشون حتی یک قدم برای موندن برنمیدارن.
و در آخر، از تکتک کسایی که واقعاً حالم رو پرسیدن و پیگیرم بودن، صمیمانه ممنونم. شاید به زبون نیارم، ولی واقعاً قدر تکتکتون رو میدونم. 🤍
از اونایی هم که با وجود همهی این حرفها هنوز میخوان کنارم بمونن و دوستیمون رو ادامه بدن، واقعاً ممنونم. بودنِ شما برای من باارزشه و اصلاً نمیخوام فکر کنید حرفهام یعنی دوستتون ندارم.
من عاشق تکتکتونم، دورتون بگردم. 🥹🤍
پس لطفاً ازم ناراحت نشید. اگر تند حرف زدم، دلیلش این بود که خیلی چیزها رو مدتها توی خودم نگه داشتم و بالاخره مجبور شدم بگمشون.
دوستتون دارم، خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکنید. 🤍
اول از همه یه چیز رو مشخص کنم: از لحنم ناراحت نشید. میدونم لحنم تنده، ولی واقعاً به جایی رسیدم که احساس میکنم اگر اینطوری حرف نزنم، هیچچیز درست نمیشه.
من بیشتر از ۲۰ تا فرند دارم، خب؟
حالا از بین این بیشتر از ۲۰ نفر، چرا همیشه من باید اول پیام بدم؟
چرا اگر من پیام ندم، طرف ناراحت میشه و میاد گله میکنه که «چرا پیام ندادی؟» ولی خودش حتی یک بار هم حاضر نیست اول پیام بده؟
بارها بهتون گفتم:
«چرا بهم پیام نمیدید؟»
و جوابهایی شنیدم که واقعاً بعضی وقتها حتی ارزش جواب دادن هم نداشت.
یکی میاد روزی صد بار پست و استوری میذاره، آنلاین هم هست، ولی وقتی بهش میگم «چرا پیام ندادی؟» میگه «وای ببخشید کار داشتم.»
خب داشتی، که داشتی.
یعنی من بیکارم؟
یعنی فقط شما کار و زندگی دارید و من هیچ کاری ندارم؟
منم زندگی دارم. منم مشغله دارم. منم ممکنه حوصله نداشته باشم. ولی وقتی کسی برام مهم باشه، حداقل یه پیام کوتاه میدم.
من همیشه باهاتون مدارا کردم. همیشه گفتم اشکال نداره، شاید سرش شلوغه، شاید حوصله نداره، شاید یادش رفته. هزار بار برای رفتارتون دلیل تراشیدم و گفتم «عیبی نداره».
ولی الان دیگه واقعاً خسته شدم از اینکه همیشه من باید شروعکننده باشم.
اگر من پیام ندم، شما پیام نمیدید.
اگر حالتون رو نپرسم، شما حال منو نمیپرسید.
اگر سراغتون رو نگیرم، انگار اصلاً وجود ندارم.
و بدتر از همه اینه که وقتی من چیزی نمیگم، فکر میکنید همهچیز خوبه.
نه، خوب نیست.
من از این یکطرفه بودن دوستیها خسته شدم.
دوستی قرار نیست این باشه که یک نفر همیشه دنبال اون یکی راه بیفته و اون یکی فقط وقتی یادش بیفته که طرف مقابل نیست.
پس از این به بعد خیلی واضح میگم:
اگر نمیخواید دوستی رو ساده، صاف و دوطرفه نگه دارید، اصلاً واردش نشید.
اگر قرار نیست برای کسی که اسمش رو «دوست» گذاشتید، حتی یه پیام ساده بفرستید، انتظار نداشته باشید اون آدم همیشه برای شما وقت و انرژی بذاره.
و دیگه برام مهم نیست از این حرفها ناراحت بشید یا نه.
چون من برای هر بار ایگنور کردنتون ناراحت شدم.
برای هر بار که پیامم رو دیدید و جواب ندادید، دلم شکست.
برای هر بار که فقط من سراغتون رو گرفتم و شما حتی یک بار نپرسیدید «خوبی؟»، قلبم واقعاً هزار تکه شد.
فقط چون چیزی نگفتم، دلیل نمیشه چیزی حس نکرده باشم.
پس حرف آخرم خیلی سادهست:
اگر میخواید دیل بزنید، همین الان بزنید.
واقعاً ترجیح میدم همینجا تکلیفمون مشخص بشه تا اینکه بیشتر از این از این دوستیها خسته و زده بشم.
من کسی رو مجبور به موندن نمیکنم.
فقط دیگه حاضر نیستم برای نگه داشتن آدمهایی بجنگم که خودشون حتی یک قدم برای موندن برنمیدارن.
و در آخر، از تکتک کسایی که واقعاً حالم رو پرسیدن و پیگیرم بودن، صمیمانه ممنونم. شاید به زبون نیارم، ولی واقعاً قدر تکتکتون رو میدونم. 🤍
از اونایی هم که با وجود همهی این حرفها هنوز میخوان کنارم بمونن و دوستیمون رو ادامه بدن، واقعاً ممنونم. بودنِ شما برای من باارزشه و اصلاً نمیخوام فکر کنید حرفهام یعنی دوستتون ندارم.
من عاشق تکتکتونم، دورتون بگردم. 🥹🤍
پس لطفاً ازم ناراحت نشید. اگر تند حرف زدم، دلیلش این بود که خیلی چیزها رو مدتها توی خودم نگه داشتم و بالاخره مجبور شدم بگمشون.
دوستتون دارم، خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکنید. 🤍
- ۱.۷k
- ۲۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط