My lovely neighbor part : 53

تای اولین نفری بود که سکوت رو شکست
× یه چیزی درباره ی زنی که سی**گار میکشه هست که به طرز لعنتی س**ک**سیه
تهیونگ با پرخاش گفت :
_ واقعا زنی که ، یا این زن؟
× حق با توئه به دخترش بستگی داره
سکوت اذیت کننده ای تو هوا جریان پیدا کرد
ولی بعد تای با یه سوال سر من رو گرم کرد
× امشب برای استراحت کردن برنامه ای داری چلسی؟
+ اممممممم....نه
× میخوای امشب به دایموند یک بریم؟
می دونستم که این یه ب*ار نزدیک ساختمونمونه که موسیقی زنده و رقص داره
من فورا به تهیونگ نگاه کردم تا کمکی بهم بکنه داداشش میخواست تا باهاش تنهایی برم بیرون؟ داشت منو به یه قرار فی‌البداهه میبرد؟ تهیونگ بهش اجازه انجامش رو میداد؟ اصلا اهمیت میداد یا عصبانیتی که امشب داشت فقط به خاطر جو رقابت جوی بینشون بود؟
بخشی از من میخواست تا این جواب‌ها رو پیدا کنه پس گفتم :
+ به نظرم خوش میگذره آره
× عاليه
تهیونگ تو سکوت مطلق بود و همون طور که دود سی**گار رو از دهنش بیرون میداد فقط بهم خیره شده بود
من بلند شدم پیراهنم رو مرتب کردم و سیگارم رو به تای دادم
+ من باید دوش بگیرم و لباس‌هام رو عوض کنم پس فعلا
× به نظر خوب میاد
و لبخند زد
دلهره و عصبانیت تمام مدتی که داشتم به آپارتمانم بر میگشتم دنبالم میکرد من داشتم چه غلطی میکردم؟ من حتی به خودم زحمت ندادم تا یه چیزی سرهم کنم این که تهیونگ به درخواست تای هیچ واکنشی نشون نداد بهم آسیب میزد حتی نمی دونستم دقیقا با چی موافقم من اونجا رو با کلی احساس درهم و برهم ترک کرده بودم
من دوش گرفتم و به پیراهن جذب و کوتاه آبی رنگ پوشیدم موهای طبیعی موج دارم رو رها کردم و به آرایش کامل کردم
نفس پر از هیجان و اضطرابم رو بیرون دادم و در خونه‌ی تهیونگ رو زدم
تای در رو باز کرد هنوز هم همون شلوار جین و بلوز مشکی رو پوشیده بود موهای نم دارش به سمت پایین رها شده بودن و احتمالا روشون ادکلن اسپری شده بود چون تیز تیز شده بود جو پر از تنش و تستسترون بود
تهیونگ روی کانتر آشپزخونه لم داده بود اون هم همون جین تیره رو پوشیده بود ولی بلوزش رو با تیشرت خاکستری رنگ عوض کرده بود که سینه ی تراشیده شده اش رو در برگرفته بود همچنین اون کلاه منحصر به فردش رو هم پوشیده بود من عاشق وقتایی بودم که این کلاه رو میپوشید و موهاش از جلوی کلاه بیرون میزدن آستین‌هاش رو بالا داده بود و ساعدش رو به نمایش گذاشته بود نگاه خیره و عصبانیش حداقل رو من یکی کار میکرد من رو یاد تهدیدش مینداخت که میخواست منو تو شبی که مس**ت کردم با عصبانیت روی دیوار بگائه اون امشب به طرز عجیب غریبی خوب به نظر می رسید و من همون جور که بهش خیره بودم فراموش کردم که اصلا چرا اینجام
تای از پشت سرم در اومد
× آماده ای تا بریم؟
+ اره
همون لحظه که فکر میکردم تهیونگ اجازه میده تا بریم ما رو تا بیرون از در دنبال کرد
من سرجام چرخیدم
+ نمی دونستم توهم میای
_ نمیخواستم ولی نظرم رو عوض کردم
هر سه تای ما تو سکوت به سمت دایموند یک رفتیم جایی که فقط سه بلوک باهامون فاصله داشت
شب آهنگ‌های دهه ی هشتاد و نود بود امشب هیچ گروهی اجرا نداشت و فقط یه دی جی بود که آهنگ دوتا تبدیل به یکی میشه از گروه سپایس گرلز (Spice Girls) رو گذاشته بود و من رو به یاد اون موقع هایی انداخت که با خواهرهام جلوی آینه ی دستشویی این ون آهنگ رو میخوندیم
تای تکیه داد
× چی مینوشی؟
تهیونگ با اوقات تلخی بهش گفت :
_ تو میدونی که اون شر**اب سفید دوست داره
× شاید بخواد یه چیز دیگه سفارش بده
این دو تا واقعا جدی بودن
+ یه لیوان شاردونه میتونه خوب باشه .
تای رفت تا نوشیدنی‌ها رو بیاره و من رو با تهیونگ تنها گذاشت سه دقیقه‌ی مزخرف طول کشید تا دی جی آهنگ خونه رو آتش بزن و بیار پایین از د تاکینگ هدر The Talking Heads گذاشت
+ اگه اینجا نایستاده بودی فکر میکردم که تو بهش گفتی تا این آهنگ رو بزاره تهیونگ
_ فقط یه تصادف بامزه است
به شوخی با آرنجم به بلوزش زدم
+ وقتی که تصمیم گرفتی باهامون بیای حسابی خوشحال شدم من مطمئن نبودم که بیای
_ خب یکی باید هوای اونو داشته باشه
+ هوای اونو یا منو؟
وقتی که جوابی نشنیدم اضافه کردم :
+ داداشت واقعا یه پسر جذابه شما دو تا خیلی شبیه هم هستید
_ هر دوی ما جذابیم تای داداش منه و من عاشقشم ولی همون قدر بهش درباره ی تو اطمینان دارم که به خودم دارم و این خیلی نیست
تای با نوشیدنی هامون برگشت و اول شراب من و بعد آبجوی تهیونگ رو داد
× من اسمم رو شنیدم؟
+ فقط داشتم میگفتم که شماها چقدر شبیه همید

سلام سلام به خوشگلا‌ی خودم اینم پارت هدیه جذاب مون امیدوارم خوشتون اومده باشه حمایت فراموش نشه منتظر نظر های خوشگلتون هستم
فردا قرار رمان جدید گذاشته بشه خودتون آماده کنید واسش خوشگلا 😉
دیدگاه ها (۵)

فیک نویسه عزیزان حمایتش کنید

My lovely neighbor part : 52

My Vampire Mate Season 2 part : 51

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط