Part

Part⁶
"ویو ات ساعت ۹ صبح"
با دل‌درد شدیدی از خواب بیدار شدم
+عوضی اشغالللل(جیغ) نمیتونستم بلند شم که اجوما درو با کلید باز کرد و اومد تو و یه لباس بهم داد
~بیا دخترم این لباس رو ارباب داد گفت بدم بهتون
+ممنون آجوما؛ لباس رو پوشیدم و رفتم پایین دیدم داره صبحانه میخوره که یه لقمه برداشت و اومد کنارم
_ بیا اینو بخور(لقمه منظورسه منحرف)
+نمیخوام(سرد)
_ رو حرف اربابت حرف نزن(جدی ولی کیوت)

"فلش بک به دیشب"
ویو تهیونگ
احساس می‌کنم عاشق ات شدم... اون بی نقصه:) تاحالا همچین دختری رو ندیده بودم؛ باید اونو زود ملکه خودم بکنم اره از فردا مهربون باهاش رفتار میکنم و بعدا بهش میگم"( پایان فلش بک)

+لقمه رو اومدم ازش بگیرم که گفت
_ نه نه خودم میزارم دهنت
+ لقمه رو گذاشت دهنم؛ این چش شده؟؟
_(لبخند دندون نما)
دیدگاه ها (۲۰)

Part⁷ ...

Part⁸ ...

Part5. ...

اگه میخواید پارت بعد رو بزارم ایشون رو فالو کنیدhttps://wisg...

p8

part49 عشق پنهان《ویو ات》رفتم توی اتاقم و رو تخت دراز کشیدم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط