خواهر! از زهر جفا بال و پرم می سوزد

خواهر! از زهر جفا بال و پرم می سوزد

با تو آن قدر بگویم جگرم می سوزد


جگرم سوخت ولی از اثر زهر نبود

جگرم از غم مادر-پدرم می سوزد


لحظه ای هم نرود از نظرم آتش در

دائما فاطمه،پیش نظرم می سوزد

#شهدا
#شهدا
دیدگاه ها (۰)

نشستم گوشه ای از سفرهء همواره رنگینتچه شوری در دلم افتاده از...

اینکه از زهر جفا جای به بستر داردطشتی از خون دل خویش برابر د...

بی حُبِّ حسن مشکلِ دل، حل شدنی نیستجز عشقِ حسن، عشق مُسجّل ش...

بدی کردیم، خوبی یادمان رفتز دل‌ها لای‌روبی یادمان رفتبه ویلا...

بارالها سوخت دیگر جان غم پروردهاریختند آتش به جان تشنگان، دل...

دسـت مـن نـیسـت که مـن ، بی تو هنوز ویرانم ...دست من نیست که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط