بارالها سوخت دیگر جان غم پروردها

بارالها سوخت دیگر جان غم پروردها
ریختند آتش به جان تشنگان، دلسردها

درد بی دردی به جان عده ای افتاده است
داد از این بی دادها، فریاد از این بی دردها

روی تخت خویش لم دادند و فرمان می دهند
مرد را، نامرد را، بشناس در نامردها

بین مردم نرده می کارند نامردان دهر
مرد بود آن کس که سر را باخت در این نردها

کیستی بر صخره استوار تهمت می زنی!
ریز می بینم تو را ای ریزتر از گردها
#شهدا
#شهدا
دیدگاه ها (۰)

سردار شهید مدافع حرم#جان محمد علی پور فرازی از وصیت‌نامه این...

#غنچه_یاس_کبود#قسمت_چهاردهم✍🏻 گلبرگ شانزدهم:🕰 صدای قدم های س...

چیبگم

در همسایگی عشق

اینجا دنیز از همه رتبه ی بالا تری داره ولی عاشق همشونمم

نظر شما چیه! ⚔️⚡

مداحی زیبا

:)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط