بارالها سوخت دیگر جان غم پروردها

بارالها سوخت دیگر جان غم پروردها
ریختند آتش به جان تشنگان، دلسردها

درد بی دردی به جان عده ای افتاده است
داد از این بی دادها، فریاد از این بی دردها

روی تخت خویش لم دادند و فرمان می دهند
مرد را، نامرد را، بشناس در نامردها

بین مردم نرده می کارند نامردان دهر
مرد بود آن کس که سر را باخت در این نردها

کیستی بر صخره استوار تهمت می زنی!
ریز می بینم تو را ای ریزتر از گردها
#شهدا
#شهدا
دیدگاه ها (۰)

می رسیم ای قدس همپای شهیدان به حرممغنیه، احمدی روشن و الله ک...

پا به دریا بگذارید شناور باشیدصولت مهدی لطفی نیاسر باشیدشاهد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط