دسـت مـن نـیسـت که مـن ، بی تو هنوز ویرانم ...

دسـت مـن نـیسـت که مـن ، بی تو هنوز ویرانم ...
دست من نیست که از ، دوری تو گریانم ،

شعله ی اتش سوزنده ی تو جانم سوخت ....
رفته سر رشته  زدستم که چنین  سوزانم ،

به کجا روی بیارم به که گویم  سخنم ؟
بخوان ای عشق فسونی به چنین هجرانم ،

من جدا ، سینه جدا در غم تو مینالیم ...
میرود دود دلم .... بر فلک و کیوانم ،

چه بگویم که چه ها کرد غمت با دل من ...
هرچه از دل گذرد نیست ، که صد چندانم ،

دل بی تاب نیامد دگر از عهده ی غم ...
مگر ان یار رسد ، بر سر و بر سامانم ،

شده ام ابر که با گریه فرو می ریزم ...
گوییا آخــــر خطّــــــم .. ... بـه تَـهِ و پـایـــــانـــم..🦋🦋

نه دیلینَن دییم اورگیم بیرتیکه اولوب
سَنَن صاری سوئگیلیم🫂💞

#saharshehim💖
دیدگاه ها (۰)

بی دلیل که نمی شود دوستت نداشت!این که گذاشته ای رفته ای؛یا م...

در دلت یک غم زیباست ، دلم می گوید خسته از شاید و اما ست، دلم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط