فیک شبیدرقلب مافیا

فیک: •شبی‌درقلب مافیا•

««پارت چهار»»

(جسیکا در رو بست و سمت شاگرد رفت نشست و شال گردنش رو درآورد)
جسیکا: جیمین یکم بیا جلو.......نه تکون نخور
(جسیکا نزدیک شد و دسته ای که کنار صندلی جیمین بود کشید و صندلی عقب رفت جسیکا جیمین رو گرفت فاصله خیلی کمی بینشون به وجود اومد....جیمین چشماش رو باز کرد و به چشمای جسیکا زل زد و جسیکا به چشم های جیمین...)

[جسیکا: در عمق نگاهش گم شدم نفسم رو حبس کردم گرمای نفس جیمین رو احساس میکردم تمام دیوارهای دفاعی اش شکسته شده بود و به اعماق وجودش سرک میکشیدم در نگاهش دردی که میکشید را حس میکردم.
جیمین: چشمام رو باز کردم اولین چیزی که به چشمام اومد جسیکا بود عمق نگاهش نگرانیه خاصی را منتقل میکرد برای اولین بار احساس کردم یه انسان معمولی هستم نه مافیا]

جسیکا: اوم...جیمین بزار زخمت رو ببندم
جیمین: چرا...کمکم... می‌کنی؟[بی‌حال]

(جسیکا نگاهش کرد سکوت را انتخاب کرد و با دقت شال گردن را دور زخم جیمین پیچید و با نگاهش به او درد و گیجی را احساس میکرد و جیمین با درد زخمش به جسیکا نگاه میکرد.....در فضایی که سکوت فرمانروای آنجا بود صدای نفس های بریده‌ی جیمین و ضربان تند جسیکا شنیده میشد....)

(جسیکا زخم رو بست و جیمین از خونریزی بی حال تر میشد)
جسیکا: جیمین اوه متأسفم آقای پارک صدامو می‌شنوید؟
جیمین: اره
جسیکا: بیا جامون رو عوض کنیم تا به بیمارستان ببرمت
جیمین: نه...خودم..رانندگی...میکنم
جسیکا: نمیتونی پیاده بشو با ماشین من میریم
(جسیکا پیاده شد و سمت راننده رفت در رو باز کرد...)
جسیکا: آقای پارک
(جیمین بیهوش شده بود جسیکا هر لحظه ای که می‌گذشت نگران تر میشد اما مافیا بود چطور نمی‌تونست با احساساتش مقابله کند دست خودش نبود)

{جسیکا در پشتیه ماشین رو باز کرد و جیمین رو گرفت مجبور شد بغلش کنه تا داخل ماشین بزاره.....با دردسر زیاد بالاخره توی ماشین گذاشت...گوشیش رو برداشت و زنگ زد تا ماشین جیمین رو بیان و بردارن....به سمت نزدیک ترین بیمارستان حرکت کرد}

««پایان پارت چهار»»

✨امیدوارم خوشتون بیاد و حمایت کنید ✨
دیدگاه ها (۴)

فیک: •شبی‌‌درقلب‌‌مافیا•««پارت پنج»»[جسیکا: خب الان اگه ...

فیک: •شبی‌درقلب‌مافیا•««پارت شیش»»(دکتر کاغذ و دارو ها رو...

فیک: •شبی‌در‌قلب‌مافیا•««پارت سه»»(جیمین به شهر نان‌وو رف...

فیک: •شبی‌در‌قلب‌مافیا•««پارت دو»»ویو جسیکا(بعد از هر جلس...

P14🍯-چیشد{نگران}&ای بابا دارم میمیرم-نه اینجوری نمیشه باید ب...

P14🍯-چیشد{نگران}&ای بابا دارم میمیرم-نه اینجوری نمیشه باید ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط