قاتل سادیسمی سرنوشتم

{قاتل سادیسمی سرنوشتم}
Part1

میا:صبح بیدار شدم بلند شدم رفتم دست صورتم شستم یه دوش 40 مینی گرفتم آمدم بیرون مشغول مسواک زدن شدنم که تلفنم زنگ خورد
منشی:خانم بیماران رسیدن منتظرتون هستن
میا:باشه الان خودم میرسونم عزیزم
منشی:منتظرتون هستم خانم
تلفن قطع کردم موهامو خشک کردم تند تند بهش حالت دادم لباسم تنم کردم آرایش لایتم و کردم سویچ ماشینم برداشتم حرکت کردم به سمت مطب بعداز بیست مین رسیدم رفتن تو اتاق نشستم بیمار آمد تو یه مرد خیلی رشید خوش قیافه بود اما برام سوال چرا یه همچین مردی باید سادیسمی باشه
میا:سلام آقای ته بفرمایید بشنید
ته:سلام....سرد
میا:آقای ته شما میتونی برام همچیو توضیح بدی و بگی چیشد که یه همچین بیماری گرفتید
ته:من بیماری ندارم...عزبده
میا:باشه ببخشید چه موضوعی باعث این رفتار شده من می‌خوام کمکت کنم
ته:نمیخوام خودم میتونم... عربده‌کش
میا:باشه فقط بهم بگو چی باعث این اتفاق شده
ته:چی میخوایی بشنوی ها؟؟
میا:گوش میدم وی می‌خوایی بگی
ته:من تو بچگی کسی دوسم نداشت و من به خانوادم خیلی وابسته بودم که روز تولدم از دستشون دادم و بخاطر آدمی از دستشون دادم که دشمنم بود
میا:تو چرا خودتو اذیت میکنی
تا که این حرفو زدم ته دیوونه شد حمله کرد سمتم سعی کردم ارومش کنم آمپولی بیهوش فرو کردم تو گردنش
بیهوش شد کنترل کردنش دشوار بود
همون‌جوری بردیمش تو یه اتاق دست و پاهایش بستیم تا کار اشتباهی نکنه
رفتم سوار ماشین شدم کلا ذهنم درگیر کرده بود تصمیم گرفتم راجبش یکم تحقیق کنم بخونم رفتم خونه کلید انداختم تو رفتم تو لباسم و درآوردم رفتن پشت میزم نشستم لپ تاب باز کردم شروع کردم به تحقیق کردن
سرچ کردم:
بیماران سادیسمی چگونه درمان میشن؟؟
جواب:روان درمانی تحلیلی رفتار درمانی دارو درمانی
با خودم فکر کردم اون قرصایی که بهش تزریق کردم یعنی بهش کمک نکرده
باید بازم سرچ‌کنم

سرچ کردم:چگونه با سادیسمی ها برخورد کنیم تا حس دوستانه داشته باشند؟

جواب:افراد باید به جای انتخاب رفتارهای آسیب زننده، به دنبال راه هایی برای ایجاد ارتباطات مثبت و سازنده باشند. انتخاب همدلی و محبت نه تنها باعث خوشحالی دیگران می شود، بلکه خود فرد را نیز به آرامش و رضایت بیشتری می رساند. فرد مبتلا به سادیسم، شخصیتی است که از آزار و تمسخر دیگران لذت می برد
پس یعنی باید بهش محبت کنم تا باهام بتونه راحت تر حرف بزنه؟؟
یکم سخت شد برام حالا چیکار کنم
نه دکتر تو میتونی همینطور که به خودم روحیه میدادم تلفنم زنگ خورد جواب دادم
منشی:خانم بیمار بیدار شده نمی‌تونیم بهش دارو تزریق کنیم خودتو باید بیایید
میا:باشه باش میام دستپاچه نشید به پرستاران بگید سعی کنن با محبتشون ارومش کنن اگر نتونستن توهم کمکشون کن
منشی:چشم
میا:الان میام

تا پارت بعدی بای بای
حمیاتم کنید جان جدتون بخدا سرویس شدم تا پستش کردم اینترنتا خیلی تخمی بازم ببخشید بد حرف زدم
حمیاتم کنیدددددددد!!!!!!!!!!😁😊

#درخواستی
#فیک
#سناریو
#جونگکوک_ریو
#فرشته_بدون_بال
#تکپارتی
#چندپارتی
#ستاره_کوچولوی_شبام
#تهیونگ_ات
#ددی_بدجنس_من
#قاتل_سادیسمی_سرنوشتم
دیدگاه ها (۱)

من اینترنتم داره تموم میشه سعی میکنم تا بعداز ظهر بگیرم دو پ...

فیک جدید قاتل سادیسمی سرنوشتم فردا بتونم پارت جدید می‌زارم #...

"بازگشت بی نام"

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط