تا مشکت تو آب زدی

تا مشکت تو آب زدی
موجای دریا شد آروم

تا رو به ساحل اومدی
بغضی نشست توی گلوم
#محرم 🏴
#تاسوعا 💔🏴
#یا_حسین🥀 🏴
#یا_ابالفضل🥀 🏴
دیدگاه ها (۰)

پدر خوانده فصل دو

وقتی پدربزرگت میمیره و میاین ایران تو حالت بده ....‌به قبر ک...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 164♡⁠。⁠)⁩اروم ک...

دستش دور کمرت حلقه شده بود و روی شنای خیس ساحل قدم میزدینبا ...

ʙᴇᴀᴜᴛɪꜰᴜʟ ᴍɪꜱᴛᴀᴋᴇᴛʜᴇ ᴀᴜᴛʜᴏʀ | ɪᴀɴᴘᴀʀᴛ:⁰³تهیونگ سعی می‌کرد شن...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟓 | دریاچند ماه بعد، بهار از راه رسید.ا/ت بالاخره تصمیم...

رمان تهکوک

سناریو اسلیترین

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹³آروم نزدیک تخت رفتم.لب‌هام می‌لرزید.ب...

🌹🍷.......‌‌‌‌‌‌‌...........پارت۸..................🍷🌹چرا از ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط