در اقلیم سینه ات

در اقلیم سینه ات

نفس هایم یخ بست

وقتی که لبخندت

بر لب های دیگری نقش بست
دیدگاه ها (۷)

‌تو بهار همه‌ى فصل‌هاى من بودىتو بهارِ همه‌ى دفترچه‌هايى كهچ...

فضای خانه که از خنده‌های ما گرم استچه عاشقانه نفس می‌کشم!، ه...

سال هاطرح تصویرت رادر قاب سینه امپنهان می کنم درد می گیرد قل...

من و تو خسته از این شهر پُر از دیواریمدیگر از پنجره ها دلزده...

هتل نفرین شده پارت دو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط