تو بهار همه‌ى فصل‌هاى من بودى
تو بهارِ همه‌ى دفترچه‌هايى كه
چيزى درشان ننوشتم.
بگذار پاسخ دهم
همچنان كه دوستانه مى‌گريم.‌
هر چه بلور است به فصل پيش بسپارم.
بگذار تا با رنگ‌هاى تنت
دوست بدارمت
تو را با رنگ گل‌هاى بِه
با رنگ‌هاى بلوط
تو را دوست خواهم داشت....
دیدگاه ها (۴۳)

فضای خانه که از خنده‌های ما گرم استچه عاشقانه نفس می‌کشم!، ه...

رفتم از شهر شما با صد هزاران کاستی گریه کن تا آخر دنیا ، خود...

در اقلیم سینه اتنفس هایم یخ بستوقتی که لبخندتبر لب های دیگر...

سال هاطرح تصویرت رادر قاب سینه امپنهان می کنم درد می گیرد قل...

کدامین نعمت های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟🔹️امام علی علیه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط