فضای خانه که از خنده‌های ما گرم است

فضای خانه که از خنده‌های ما گرم است
چه عاشقانه نفس می‌کشم!، هوا گرم است
دوباره «دیده‌امت»، زُل بزن به چشمانی
که از حرارتِ «من دیده‌ام ترا» گرم است
بگو دومرتبه این را که: «دوستت دارم»
دلم هنوز به این جمله‌ی شما گرم است
بیا گناه کنیم عشق را... نترس خدا
هزار مشغله دارد، سرِ خدا گرم است
من و تو اهل بهشتیم اگرچه می‌گویند
جهنم از هیجانات ما دو تا گرم است
به من نگاه کنی؛ شعرِ تازه می‌گویم
که در نگاه تو بازارِ شعرها گرم است
دیدگاه ها (۶۹)

رفتم از شهر شما با صد هزاران کاستی گریه کن تا آخر دنیا ، خود...

با حکم ِ قطعی ِ دل، قصد ِ گناه کردممن این گناه ِ شیرین، را د...

‌تو بهار همه‌ى فصل‌هاى من بودىتو بهارِ همه‌ى دفترچه‌هايى كهچ...

در اقلیم سینه اتنفس هایم یخ بستوقتی که لبخندتبر لب های دیگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط