sea make me tranquil

p1

به تابلوی جلوم نگاه کردم
اولین باری که دیدمش احساس آرامش کردم
همیشه وقتی ناراحت بودن به دریا نگاه میکردم
اما کریسمس چند سال پیش وقتی باهام کات کرده بود و من برا خودم ول میچرخیدم آرزو میکردم حال اون بد نباشه آرزو میکردم بگه شوخی کردم ارزو میکردم برگرده و یا آرزو میکردم قدم بعدیم رو توی عمق دریا بزارم

از بچگی وقتی ناراحت میشدم ساعتو نگاه میکردم...۱۲:۴۶ ...۱۶:۰۰ ..۱۴:۵۷.. ۲:۶... ۵:۳۰
نه که ساعت آرومم میکرد نه!
ساعت رو نگاه میکردم تا ببینم کی پنج و نیم عصر میشه
وقتایی که ناراحت بودم میرفتم لب دریا می‌نشستم ساعت ها و ساعت ها
وقتایی که نمیخواستم یا نمیتونستم گریه کنم میرفتم دریا
اما مگه زندگی رمانه؟
منتظر میشدم تا پنج و نیم عصر برم دریا
اونجا بشینم و بشینم...فقط بشینم و نگاه کنم...فقط

این تابلو رو توی حراج کریسمس خریدم
روزی که اون باهام کات کرد
اون روز فهمیدم..اها..یه دریای مصنوعی تو خونه میتونه منو به دریای توی سرم ببره...جایی که واقعا واقعا واقعا میخواستم باشم

ا.ت دستی به روی تابلو کشید
+از این به بعد نیازت ندارم...میدونم شاید بگی تمام ارامشت منم...از وقتی امدی سئول من تو رو یاد دریا مینداختم...اما نه تابلو نگو اینو...شاکی نباش ازم...میخوام بفروشمش تا آرامش یکی دیگه بشی...میخوام برم دنبال آرامش واقعیم

صدای در امد
+نترس از اینجا نمیری...منم که از اینجا میرم...من خونه رو فروختم
ا.ت سریع در رو باز کرد و با سلام علیک و خوشامد گویی صاحبخونه جدید رو راه داد
براش چای ریخت و مهمون نوازی کرد
بعدشم با چمدونش همه زندگیشو جا گذاشت و پاشو از در گذاشت بیرون
ست های مختلفی که برای خونش گرفته بود و پویایی که با جون کردن سر کار خرجشون کرده بود رو توی خونه جا گذاشت و رفت

+این منم و اینم یه چمدون

گوشیشو بیرون آوردم و ساعتو نگاه کردم
خیلی تا پروازم نمونده بود
تاکسی هم پایین بود

ا.ت لبخندی زد و رفت پایین...سوار تاکسی به مقصد فرودگاه شد
نیم ساعت بعد رسید و بعد از چک کردن از گیت عبور کرد و سوار هواپیما شد

ܢܚߊ‌ܫࡅ߳ߺߺܙ𝟙𝟞:𝟘𝟘

هواپیما بلند شد و بعد از نیم ساعت فرود آمد
ا.ت از سئول به جزیره جوجو

پیاده شدم
گوشیمو از حالت پرواز در اوردم و بهش زنگ زدم
+سلام
-سلام
+کجایی
-چرا زنگ زدی؟
+باید ببینمت
-چرا من باید قبول کنم؟
+چون این آخرین باری که قراره همو ببینیم و آخرین باریه که صداتو می‌شنوم...و تو آخرین کسی هستی که میبینم
-نمیفهمم
+بیا همون جایی که همیشه بودم
-نمیتونم
+آخرین خواهشه
-اححح باشه میام
+میبینمت

گوشی رو قطع کردم
سوار تاکسی شدم
>دخترم تو مال اینجایی؟
+چطور؟
>آخه لحجت مال اینجا نیس
+مال همینجام ولی وقتی رفتم سئول کم کم لحجم عوض شد
>چیشد برگشتی؟


#رمان
#سناریو
دیدگاه ها (۷)

sea make me tranquil

sea make me tranquil

two edits of OHMAMI song by Chase Atlantic

Part7

‹My•Darling›.۱۳دراکن : معلومه.ا/ت : از...کجاش؟دراکن : از همو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط