Gentlemanshusband
#Gentlemans_husband
#season_Third
#part_359
_کی؟ من بشم؟؟
+اره پس کی؟
_مسخرست
این تویی که نمیتونی جلوی خودتو بگیری نه من
+مطمئنی؟؟؟
_اره پس چی
+نه اصلا، این همش تویی که وسوسه میشی
خنده ناباوری کردو از قهوش نوشید
_داری پرت پلا میگی
هردومون میدونیم این تویی که...
درست میگفت.. ولی اذیت کردنش و دیدن حرص خوردنش با نمک بود..
حرفشو قطع کردم و گفتم..
+با من بحث نکن همینیه که گفتم..
حسابی رو مخش یورتمه رفته بودم و داشت از گوشاش دود میزد بیرون..
نفس عمیقی کشید و به میز خیره شد.
انگار داشت یه چیزیو تو ذهنش مرور میکرد
بعد چند مین نگاه مصممش رو بهم دوخت
+خب باشه
بیا یکاری انجام بدیم تا متوجه بشیم که کی نمیتونه خودش رو کنترل کنه!!
کنجکاو بهش زل زدم
_خب؟؟
برای بار دوم نفس عمیقی کشید
_بیا... خب.. ببین..
انگار داشت حرفش رو مزه مزه میکرد
+ بگو
_اصلا اینطوری فایده نداره!
من میرم توی اتاقم
دقیق ده دقیقه دیگه بیا بالا اوکی؟
گیج بهش زل زدم
+چرا اخه؟
_اوکی؟
ناچار قبول کردمو لیلی بدون توقف سمت طبقه بالا به راه افتاد
همونطور که داشتم فکر میکردم چی تو مغز لیلی میگذره قهوم رو خوردم..
بالاخره ده دقیقه که برای من هزاران ساعت گذشت تموم شد و با سرعت سمت طبقه بالا رفتم..
در اتاق لیلی نیمه باز بودو چراغش روشن...
درو اروم باز کردم و وارد اتاق شدم
ولی کسی توی اتاق نبود..
اروم لیلد صدا زدم
صدایی نیومد..
رفتمو روی تخت نشستم
هنوز کامل ننشسته بودم که لیلد از حمام خارج شد
همینکه از حمام خارج شد
چشمام قفلش شد
حتی نمیتونستم پلک بزنم!!
یه لباس تو.ری مشکلی پوشیده بود که تقریبا کل بد...نش توش معلوم بود
فضای اتاق زیاد گرم نبود..
در واقع اصلا گرم نبود..
ولی در اون لحظه، توی همون یک ثانیه چنان گرمایی به تمام وجودم حمله کرد که قابل وصف نیست...
بزور آب دهنمو قورت دادم و صدای نامعلومی از گلوم خارج کردم..
_ت.. تو..
صورتش سرخ شده بود و اصلا نمیتونست به چشمام زل بزنه
+م.. من فقط ممیخام بهت ثابت کنم که این تتویی که نمیتونی خودت رو کنترل نه من و....
بسه.
لعـ.نت بهت دختر که نمیزاری حتی یک روز ارامش داشته باشم
همهی اون حـ.س هایی که چند سال خاک کرده بودمو بیدار کردی.. مگه من مرد نیستم؟ دختریه دیوونه یعنی خودت نمیدونی چطوری داری همهی حس های لعنتی مردو..نه منو بیدار میکنی؟
««برین تو کامتا اسمات اونجاست توی این پست کامنت نزارین پاک میشه»»
#season_Third
#part_359
_کی؟ من بشم؟؟
+اره پس کی؟
_مسخرست
این تویی که نمیتونی جلوی خودتو بگیری نه من
+مطمئنی؟؟؟
_اره پس چی
+نه اصلا، این همش تویی که وسوسه میشی
خنده ناباوری کردو از قهوش نوشید
_داری پرت پلا میگی
هردومون میدونیم این تویی که...
درست میگفت.. ولی اذیت کردنش و دیدن حرص خوردنش با نمک بود..
حرفشو قطع کردم و گفتم..
+با من بحث نکن همینیه که گفتم..
حسابی رو مخش یورتمه رفته بودم و داشت از گوشاش دود میزد بیرون..
نفس عمیقی کشید و به میز خیره شد.
انگار داشت یه چیزیو تو ذهنش مرور میکرد
بعد چند مین نگاه مصممش رو بهم دوخت
+خب باشه
بیا یکاری انجام بدیم تا متوجه بشیم که کی نمیتونه خودش رو کنترل کنه!!
کنجکاو بهش زل زدم
_خب؟؟
برای بار دوم نفس عمیقی کشید
_بیا... خب.. ببین..
انگار داشت حرفش رو مزه مزه میکرد
+ بگو
_اصلا اینطوری فایده نداره!
من میرم توی اتاقم
دقیق ده دقیقه دیگه بیا بالا اوکی؟
گیج بهش زل زدم
+چرا اخه؟
_اوکی؟
ناچار قبول کردمو لیلی بدون توقف سمت طبقه بالا به راه افتاد
همونطور که داشتم فکر میکردم چی تو مغز لیلی میگذره قهوم رو خوردم..
بالاخره ده دقیقه که برای من هزاران ساعت گذشت تموم شد و با سرعت سمت طبقه بالا رفتم..
در اتاق لیلی نیمه باز بودو چراغش روشن...
درو اروم باز کردم و وارد اتاق شدم
ولی کسی توی اتاق نبود..
اروم لیلد صدا زدم
صدایی نیومد..
رفتمو روی تخت نشستم
هنوز کامل ننشسته بودم که لیلد از حمام خارج شد
همینکه از حمام خارج شد
چشمام قفلش شد
حتی نمیتونستم پلک بزنم!!
یه لباس تو.ری مشکلی پوشیده بود که تقریبا کل بد...نش توش معلوم بود
فضای اتاق زیاد گرم نبود..
در واقع اصلا گرم نبود..
ولی در اون لحظه، توی همون یک ثانیه چنان گرمایی به تمام وجودم حمله کرد که قابل وصف نیست...
بزور آب دهنمو قورت دادم و صدای نامعلومی از گلوم خارج کردم..
_ت.. تو..
صورتش سرخ شده بود و اصلا نمیتونست به چشمام زل بزنه
+م.. من فقط ممیخام بهت ثابت کنم که این تتویی که نمیتونی خودت رو کنترل نه من و....
بسه.
لعـ.نت بهت دختر که نمیزاری حتی یک روز ارامش داشته باشم
همهی اون حـ.س هایی که چند سال خاک کرده بودمو بیدار کردی.. مگه من مرد نیستم؟ دختریه دیوونه یعنی خودت نمیدونی چطوری داری همهی حس های لعنتی مردو..نه منو بیدار میکنی؟
««برین تو کامتا اسمات اونجاست توی این پست کامنت نزارین پاک میشه»»
- ۶۹.۰k
- ۱۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط