این اتفاق برای منم افتاد.

این اتفاق برای منم افتاد.
من رفته بودم کتابخونه مانگا بخونم .
نشستم و یه توریست کره ای دیدم ...بهش میخکوب شدم(ازشدت کراش بودن) بعد فهمید دارم بهش نگاه میکنم . منم سریع خیلی ضایع رومو کردم اونور (مثلاً خیلی نورمال بودن) بعد همین که روم اونور بود یه صدایی شنیدم دیگه نفهمیدم اومده پیشم نشسته ...
بعدش منم رومو برگردوندم دیدم سرجاش نیست بعد که کامل برگردوندم دیدم اومده پیش من نشسته (عر)
بعد ازم پرسید چه کتابیه منم پشمام ریخت از کجا میتونم فارسی حرف بزنه . بعد منم سوالی دیگه نپرسیدم و گفتم مای هیرو آکادمی میخونم .
اونم گفت من این کتاب و خیلی دوست دارم همه ی جلد هاشو خوندممممممم
و اینجا واقعا پشمام ریخت ..
بعد منم بهش گفتم شما توریست کره جنوبی هستین اونم گفتتتتتت اره (پشمام ریخت و عر زدم)
بعد دیگه همین ..
ترو خداااااا لایک کنین تعداد لایکا کمهههههههه🥲
دیدگاه ها (۱۶)

سرنوشت(ویو من)اون شب دوباره خواب بد دیدم...همون اتاق تاریک.....

ویوی تهیونگ:دیگه نمیتونستم خودمو نگه دارم بهش گفتم:با نو ا.ت...

مافیای من

ترند یویو :)https://wisgoon.com/n.yoyoببینید این دختره عن سم...

#in_your_eyes part_85ویو کایلایک روز از مرخص شدنم گذشته بود....

P²²The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

بگین ببینممن بخوام بگم خببب 3 سال پیش قشنگ یادمهتو اتاقم بود...

تهیونگ و دوستاش اخیرا رفته رستوانی که یکی از آرمی ها توش کار...

پارت1

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹³ دو ساعت بعد__________...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط