ترند یویو :)
ترند یویو :)
https://wisgoon.com/n.yoyo
ببینید این دختره عن سمت راستیه قبلا دوست سابقم تو مدرسه بود تو ابتدایی باهم خیلی صمیمی بودیم و خب خیلی عجیب باهام خوب بود تو پنجم باهم دوست شده بودیم
تو راهنمایی هم باهم تو یه کلاس افتادیم
اوایل بازم خوب بود تا اینکه یه روز نوبت گروهبندی ورزش شد و خب اون روز نیومده بود مدرسه معلم عقده ای منم قبول نکرد که وارد گروه کنمش و گفت باید اونم باشه وگرنه نمیشه
بعدش که فهمید از اون موقع کم کم باهام سرد شد و دیگه زنگ تفریحا نمیومد باهام بیرون و یجورایی همش فاز افسردگی میگرفت پیش من ولی با هرکی پیشش میشست هر هر کر کر میخندید و صداشو نازک میکرد و ادا اصول در میاورد دختره ی کصنمک و منم ازش پرسیدم چرا دیگه نمیای باما گفت همینجوری حال ندارم از این بهونه چصکیا... یه روز زنگ ورزش موقع استراحت با اون اکیپی بود که قبلا ازش بد میگفت مخصوصا دختر سمت چپی ویدیو که الان رفیق جونجونیشه
تصمیم گرفتم برم پیشش بگم بیا بازی گفت نه حتی دستاشم گرفتم گفتم تروخدا لطفا اینجوری نکن گفت آیسان الان حوصلتو ندارم برو...
خیلی دلم شکست و خب...یجوری ضربه خوردم که دیگه از این به بعد سعی کردم دیگه با هیچکس جز چندتا از دوستام صمیمی نشم و خب...
تا چند روزی گریه میکردم و بعدش دیگه یجوری گذاشتمش کنار که خب...
نمیدونم چیبگم امسال متاسفانه روبه روم نشسته ولی باهام سرد و بد نیست ولی من بهش رو نمیدم و دیگه گولشو نخوردم ...
چیبگم ببخشید سرتونو درد آوردم😹
https://wisgoon.com/n.yoyo
ببینید این دختره عن سمت راستیه قبلا دوست سابقم تو مدرسه بود تو ابتدایی باهم خیلی صمیمی بودیم و خب خیلی عجیب باهام خوب بود تو پنجم باهم دوست شده بودیم
تو راهنمایی هم باهم تو یه کلاس افتادیم
اوایل بازم خوب بود تا اینکه یه روز نوبت گروهبندی ورزش شد و خب اون روز نیومده بود مدرسه معلم عقده ای منم قبول نکرد که وارد گروه کنمش و گفت باید اونم باشه وگرنه نمیشه
بعدش که فهمید از اون موقع کم کم باهام سرد شد و دیگه زنگ تفریحا نمیومد باهام بیرون و یجورایی همش فاز افسردگی میگرفت پیش من ولی با هرکی پیشش میشست هر هر کر کر میخندید و صداشو نازک میکرد و ادا اصول در میاورد دختره ی کصنمک و منم ازش پرسیدم چرا دیگه نمیای باما گفت همینجوری حال ندارم از این بهونه چصکیا... یه روز زنگ ورزش موقع استراحت با اون اکیپی بود که قبلا ازش بد میگفت مخصوصا دختر سمت چپی ویدیو که الان رفیق جونجونیشه
تصمیم گرفتم برم پیشش بگم بیا بازی گفت نه حتی دستاشم گرفتم گفتم تروخدا لطفا اینجوری نکن گفت آیسان الان حوصلتو ندارم برو...
خیلی دلم شکست و خب...یجوری ضربه خوردم که دیگه از این به بعد سعی کردم دیگه با هیچکس جز چندتا از دوستام صمیمی نشم و خب...
تا چند روزی گریه میکردم و بعدش دیگه یجوری گذاشتمش کنار که خب...
نمیدونم چیبگم امسال متاسفانه روبه روم نشسته ولی باهام سرد و بد نیست ولی من بهش رو نمیدم و دیگه گولشو نخوردم ...
چیبگم ببخشید سرتونو درد آوردم😹
- ۱.۸k
- ۱۷ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط