کپشنننن😌💘
کپشنننن😌💘
عروسک من😈🔞
پارت هشتاد و چهار
"آرینا"
سرهان دستشو دور کمرم حلقه کرد ک و موهامو بوسه ای زد
+سرهان
سرهان منو بیشتر به خودش چسبوند و لب برچید
-جانم خانومم
با لبخند گرمی چشمامو دوختم به چشماش
+کی قراره بهم برسیم
برق چشماش پرید نگاه چشمام کرد و لب برچید
-میشه به اینا فکر نکنی
با غم چشمامو دوختم به آسمونا
+چرا بین من و تو باید فاصله باشه هااان
چشمامو از آسمون گرفتم و دادم به سرهان
+من نمیتونم بدون تو شبا بخوابم میخوام تو آغوشت
باشم سرهان
سرهان گوشه لبمو بوسید و لب برچید
-راضی میکنیم فقط صبور باش اونقدر عشقم قوی هست که
تو رو همه بایستم
پوفی کشیدم که لپمو کشید از دردش صورتم وا رفت
+اِههههه سرهان
خندید
-دیونهه
پاشد و دستشو زیر زانوم برد و بلندم کرد با خنده مستانه ای چسبیدم به هیکلش
+آقای ولکوف
خندید و وارد خونه شدیم
-جانم خانوم الکساندر
لپشو بوسیدم منو گذاشت رو کاناپه و کنارم نشست تو آغوشش فرو رفتم
-فردا قراره بریم لهستان
+اِ چرا
-نیکولای تصمیم گرفته
+پس منم تعطیلات میام اونجا
-تعطیلاتت منم
+اِ
#رمان #عاشقانه #بزرگسال_مافیایی
آرینا و سرهان زیادی بهم میاننن🤭🎀
عروسک من😈🔞
پارت هشتاد و چهار
"آرینا"
سرهان دستشو دور کمرم حلقه کرد ک و موهامو بوسه ای زد
+سرهان
سرهان منو بیشتر به خودش چسبوند و لب برچید
-جانم خانومم
با لبخند گرمی چشمامو دوختم به چشماش
+کی قراره بهم برسیم
برق چشماش پرید نگاه چشمام کرد و لب برچید
-میشه به اینا فکر نکنی
با غم چشمامو دوختم به آسمونا
+چرا بین من و تو باید فاصله باشه هااان
چشمامو از آسمون گرفتم و دادم به سرهان
+من نمیتونم بدون تو شبا بخوابم میخوام تو آغوشت
باشم سرهان
سرهان گوشه لبمو بوسید و لب برچید
-راضی میکنیم فقط صبور باش اونقدر عشقم قوی هست که
تو رو همه بایستم
پوفی کشیدم که لپمو کشید از دردش صورتم وا رفت
+اِههههه سرهان
خندید
-دیونهه
پاشد و دستشو زیر زانوم برد و بلندم کرد با خنده مستانه ای چسبیدم به هیکلش
+آقای ولکوف
خندید و وارد خونه شدیم
-جانم خانوم الکساندر
لپشو بوسیدم منو گذاشت رو کاناپه و کنارم نشست تو آغوشش فرو رفتم
-فردا قراره بریم لهستان
+اِ چرا
-نیکولای تصمیم گرفته
+پس منم تعطیلات میام اونجا
-تعطیلاتت منم
+اِ
#رمان #عاشقانه #بزرگسال_مافیایی
آرینا و سرهان زیادی بهم میاننن🤭🎀
- ۸۳۲
- ۲۵ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط