تو بخشی از کتاب سقوط آلبرکامو میگه:

تو بخشی از کتاب سقوط آلبرکامو میگه:

من آن قدر آدم بزرگواری نبودم که بتوانم توهین دیگران
را ببخشم؛ اما با گذشت زمان آنها را فراموش میکردم

برای همین کسی که فکر میکرد از او متنفرم وقتی میدید
با لبخند به او سلام میکنم تعجب میکرد.
بعضی ها این رفتار را نشانه بزرگواری من میدانستند و بعضی ها
فکر میکردند شخصیت ضعیفی دارم اما حقیقت خیلی ساده تر بود؛
من حتی اسم آن آدم را هم یادم رفته بود❤️‍🩹..
دیدگاه ها (۱۶)

«من آن قدر آدم بزرگواری نبودم که بتوانم توهین دیگران را ببخش...

گاهی بعضی چیزها فقط یک ظاهر نیستند؛پشت هر انتخاب، حرفی از با...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 6 | صفحه‌ای که باید نوشته می‌شدچند روز از جشن دان...

پارت هشت راز خون

🎭 آخرین نقشپارت سومروز اول فیلم‌برداری بالاخره رسید.لیانا جل...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت اول: ورود پادشاهان به قلمروِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط