«کاش روزگار، مثل یک کتاب بود که می‌توانستیم صفحاتِ تلخش ر

«کاش روزگار، مثل یک کتاب بود که می‌توانستیم صفحاتِ تلخش را پاره کنیم. اما او یک چرخِ بی‌وقفه‌ است؛ گاهی آن‌قدر تند می‌چرخد که نفسمان بند می‌آید، و گاهی آن‌قدر آرام، که در سکوتِ درد، غم هایمان را با تمام وجود می‌شنویم.»

ومیانِ این‌همه شلوغیِ جهان، چقدر عجیب است

.

.

.
دیدگاه ها (۰)

خدا....یه ویترین داره برای بنده هاش خیلی قشنگه...گاهی که به ...

«زندگیِ ما، این روزها، درست شبیه همان یخ‌فروشِ قصه‌هاست؛همه ...

«زندگی، مثل یک آینه است؛سرد، صیقلی، و بی‌رحم.ما در برابرش می...

بعضی دلتنگی‌ها اسم ندارند...بی‌صدا می‌آیند،در تمامِ وجودت ری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط