کاش می‌شد به هیچ‌چیز فکر نکرد،

کاش می‌شد به هیچ‌چیز فکر نکرد،
فکر کردن آدم را نگران می‌کند.
کاش می‌شد کسی را دوست نداشت، دوست داشتن آدم را ضعیف می‌کند.
کاش می‌شد دلتنگ کسی نبود،
دلتنگی حواس آدم را پرت می‌کند.
کاش می‌شد به هیچ‌چیز و هیچ‌کس فکر نکرد، درها را بست، پرده‌ها را کشید، چراغ‌ها را خاموش کرد و در سکوتی محض و در یک خلأ ادراکی عمیق، آرامشی بدون واسطه را در آغوش کشید.
کاش می‌شد به مثابه‌ی اصحاب کهف خوابید و تا قرن‌ها بیدار نشد.
دلمان خوابی عمیق می‌خواهد این‌روزها...

"نرگس صرافیان طوفان"
دیدگاه ها (۲)

شبی از شبها تو به من گفتی که شب باش . . .من که شب بودم و شب ...

داشتم کتاب "اتاقی از آن خود" رو می خوندمرسیدم به این تیکه اش...

درست مثل جرقه‌ای تو دلِ شب، تو وارد زندگیم شدی. قبل از تو، ه...

کجا‌ گم‌ کرده‌ام لبخندهایم را نمی‌دانمولی نه، آخرین باری که ...

میدونی وقتی میبینمتوقتی صدات رو میشنوموقتی که دارمتاحساس میک...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟐ویو آنیا منتظر بودم که دیدم کوک با پاس...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part⁸هوا رو به غروب بود، نرم و خاکستری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط