داشتم کتاب اتاقی از آن خود رو می خوندم

داشتم کتاب "اتاقی از آن خود" رو می خوندم
رسیدم به این تیکه اش
انگار دقیقا داشت منم توصیف می کرد

میدونی من خیلی با آدم‌ ها مهربونم
دیفالتم نسبت به همه مثبته
ولی وای به وقتی که حس کنم
کسی داره ازم سواستفاده میکنه
یا اون دوستی و رابطه یک‌ طرفه‌ست
دیگه خنثی‌ ترین میشم نسبت به اون آدم
نه چیزی میگم،نه کاری میکنم
و این تووی خطِ رفتاریِ من
بدترین مجازاتیه که میتونم برای یک نفر قائل بشم
دیدگاه ها (۰)

شبی از شبها تو به من گفتی که شب باش . . .من که شب بودم و شب ...

کاش می‌شد به هیچ‌چیز فکر نکرد،فکر کردن آدم را نگران می‌کند.ک...

part:28name: عشق و جداییویو بوراکوک...ادم بدی نیست..ولی برای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط