Afterglow

پارت یازده — روز عادی
روز اول بدون اتفاق خاصی گذشت.
عکاسی.
تغییر لباس.
مصاحبه.
استراحت کوتاه.
دوباره عکاسی.
ا/ت و مین‌گیو چند بار کنار هم قرار گرفتند.
در حد کار.
«چانه کمی بالاتر.»
«باشه.»
«یک بار دیگه.»
«باشه.»
«عالی.»
تمام.
آخر روز، مین‌گیو هنگام خروج گفت:
«خسته نباشی.»
ا/ت جواب داد:
«تو هم.»
و تمام.
برای آن دو، این فقط یک پروژه بود.


ادامه دارد....
دیدگاه ها (۵)

Afterglow

Afterglow

پارت پنجم — مین‌گیوساعت یازده، در جلسه‌ی برند، چند نفر دیگر ...

Afterglow

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟸 | هم‌کلاسیِ مزاحمسه روز از شروع دانشگاه گذشته ب...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 2 | چیزی شبیه حسادتچند هفته از شروع ترم گذشته بود...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 5 | یک قدم نزدیک‌ترروزهای بعد، چیزی بین ا/ت و جیم...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 7 | کم‌کمچند روز دیگر گذشت.ا/ت هنوز اگر کسی از...

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟚: راز رزیکافه کم‌کم شلوغ‌تر می‌شد، اما ا/ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط