اما تو عزیز تر از جانم،

اما تو عزیز تر از جانم،
چیزی بود که دلم می‌خواست قبل از وداع به گوشت برسانم، بدان که تو آنقَدَر از برایِ من ارزش داشتی که من بخاطر تو 'زنده' ماندم، حتی اگر زنده ماندن به این معنا بود که این تن آش و لاش را فقط تکان دهم، برای تو زنده ماندم؛
حال پس از من، تو نیز از برای من زندگی کن؛ از ته دل بخند، لباس‌هایِ رنگارنگ بپوش، بخاطر شاخه گُلی ذوق کن، به یاد گذشته تنت را به رقص در آور، بر پیکر بی‌جان من برقص و شادی کن، بخاطر من مواظب خودت باش، چرا که من هنوز در سینه‌ات می‌تپم، درست مثل گذشته،
اما اینبار خیلی آرام، مملو از سکوت، انقدر ساکت که سنگ نیز نمی‌تواند حق مطلب را ادا کند، خاموش، همچون گلی که در میان کتاب‌هایَت خشک کردی..

{ دوست دار تو، ناشناس }


¹⁴⁰⁵'⁰⁴'¹³
دیدگاه ها (۰)

¹⁴⁰⁵'⁰⁴'¹⁹¹⁴ : ¹⁰part ².اما کلکی هست که همیشه اجرایَش می‌کنم...

بگو دروغ بوده همه این بازیات.....تو از کدام نوع هستی؟می‌روی ...

¹⁴⁰⁵'⁰⁴'¹⁵²¹ : ³⁵part ¹.از کودکی یاد گرفتم که انسان‌ها هیچگا...

به یاد دارم که یک بار مرا جویا شدی که آیا هیچ یک از متون افس...

بسم الله الرحمن الرحیم وقتی در مراقبهٔ اصیل، همه‌چیز را در ذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط