پارت ۱۵: تغییرِ مسیرِ زندگی
پارت ۱۵: تغییرِ مسیرِ زندگی
حالا تهیونگ شروع کرده بود به تغییر. با مراقبتهایِ دکتر جئون و حمایتِ بیپایانِ جونگکوک، او کمکم توانست بخشی از انرژیاش را بازیابد. جونگکوک او را به گردشهایِ کوتاه میبرد و سعی میکرد دنیایِ بیرون را که تهیونگ از آن فراری بود، دوباره برایش امن کند.
اما یک مشکلِ بزرگ وجود داشت؛ درسهایِ عقبافتادهیِ مدرسه. جونگکوک میدانست که تهیونگ عاشقِ درس خواندن بود.
«تهیونگ، اگر بخوای میتونی از خونه امتحان بدی. پدرم میتونه هماهنگ کنه،» جونگکوک در حالی که داشت برایش سوپ میآورد، پیشنهاد داد.
تهیونگ که حالا در آینه میدید چطور رنگ و رویش بهتر شده، با اشتیاق سرش را تکان داد. او نمیخواست آیندهاش را به خاطرِ بیماری ببازد.
اما در دلِ جونگکوک، چیزی در حالِ جوانه زدن بود؛ حسی که فراتر از دوستیِ ساده بود. او هر روز بیشتر به تهیونگ وابسته میشد و این، ماجرا را پیچیدهتر میکرد…
[پایان پارت ۱۵]
حالا تهیونگ شروع کرده بود به تغییر. با مراقبتهایِ دکتر جئون و حمایتِ بیپایانِ جونگکوک، او کمکم توانست بخشی از انرژیاش را بازیابد. جونگکوک او را به گردشهایِ کوتاه میبرد و سعی میکرد دنیایِ بیرون را که تهیونگ از آن فراری بود، دوباره برایش امن کند.
اما یک مشکلِ بزرگ وجود داشت؛ درسهایِ عقبافتادهیِ مدرسه. جونگکوک میدانست که تهیونگ عاشقِ درس خواندن بود.
«تهیونگ، اگر بخوای میتونی از خونه امتحان بدی. پدرم میتونه هماهنگ کنه،» جونگکوک در حالی که داشت برایش سوپ میآورد، پیشنهاد داد.
تهیونگ که حالا در آینه میدید چطور رنگ و رویش بهتر شده، با اشتیاق سرش را تکان داد. او نمیخواست آیندهاش را به خاطرِ بیماری ببازد.
اما در دلِ جونگکوک، چیزی در حالِ جوانه زدن بود؛ حسی که فراتر از دوستیِ ساده بود. او هر روز بیشتر به تهیونگ وابسته میشد و این، ماجرا را پیچیدهتر میکرد…
[پایان پارت ۱۵]
- ۴۲۸
- ۱۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط