Hana

#7
#Hana


صبح از درد زیر شکمم بیدار شدم، یکم پلک زدم دیدم به پهلو دراز کشیدم یکم که دقت کردم لباس نداشتم.


به زمین نگاه کردم و لباسام و چند تا لباس مردونه روی زمین دیدم و کنار تخت یه لحاف خونی پیچیده شده روی زمین دیدم.


با تعجب به لحاف خیره شدم و وقتی به خودم اومدم به پهلو چرخیدم و همون مردی که دیشب داشتم باهاش بحث میکردم رو دیدم.



با تعجب دستمو گذاشتم رو دستم و توی چشمام اشک حلقه زد، امکان نداشت، من الان یه زن بودم...



با درد زیاد به زور بلند شدم و لباس ها رو پوشیدم درحالی که بی خبر از خودم داشتم ساکت اشک میریختم.



وقتی صدای حرکت از پشتم شنیدم با عجله کفشام رو پوشیدم و راه افتادم به به بیرون که از همون اتاق یه صدا شنیدم.


با سرعت بیشتری شروع به رفتن به طرف خروجی کردم که با صدای پشت سرم باعث شد ضربان قلبم به سرعت به بالا رفت و باعث شد به ایستم.


جیمین:" داری دقیقا کجا میری؟"


هانا قدم هاش خشک شد و کل ستون فقراتش لرزید و کیف توی دستش شل شد و از دستش افتاد



جیمین:" جایی میرفتی، بیب؟"
هانا:" جرئت نکن منو 'بیب' صدا کنی، عوضی؟"


صدای هانا میلرزید و همین لحن و مقاومت هانا در برابر جیمین باعث پوزخند جیمین شد و یه خنده خشکی کرد.


جیمین:" عوضی؟! تا دیروز زیرم ددی صدام میکردی، چیشد الان شدم عوضی؟"
هانا:"خفه شو!!! تو از مست بودن من سواستفاده کردی!"
جیمین:" میتونستی با من قمار نکنی، پس تقصیر خودته"
هانا:"ولی اگه تو ام آدم بودی و وجدان داشتی هیچوقت اون کارو نمیکردی."
جیمین:" ببین عزیزم..."
هانا:"من عزیزمت نیستم"
جیمین:"باشه حالا، صبر کن حرفمو تموم کنم"
هانا:"به نال"
جیمین:"تو نالیدی نه من"
هانا:"ببند در گاله رو"
جیمین:"مراقب حرف زدنت باش، هی هیچی نمیگم بهت روت باز شده، پس مثل آدم رفتار کن و احترام بزار."
هانا:"من زمانی احترام میزارم که احترام ببینم و زبونم ماله خودمه میتونم هرچی دلم میخواد بهت بگم"
جیمین:"تو برای یکسال برده ی منی و هرکاری بگم باید انجام بدی وگرنه..."
هانا:" وگرنه چی؟ من برده تو نی..."
جیمین:"تو برده من هستی وگرنه هم اون برادرت و هم اون پدرومادرت رو یجوری میکشم که حتی جسدش هم پیدا نشه."
هانا:"دیوونه شدی؟!!!!! جرئت ندارییییی!!!!!"
جیمین:"صدات رو بیار پایین، تصمیم با خودته یا مال منی یا خانواده‌ات اون دنیان
هانا"..."



شرایط
لایک :۱۲❤️
کامنت :۱۲💌
دیدگاه ها (۲۴)

#۸هانا:"حق نداری منو با خانواده‌ام تحدید کنی."جیمین:" من برا...

اسلاید اول: لباس و کفش و اکسسوری هانااسلاید دو:استایل جیمین

حمایت بشهههههه 🤍💌https://wisgoon.com/parminnnnn

بچه ها پروف تغییر کرد🩵✨️

#۱۵که با صدای کسی سرم رو بلند کردم و لباسش رو تماشا ‌کردم وا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط