نام فیک مافیای جذاب من

نام فیک: مافیای جذاب من
Chapter: 2
Part: 5
~فردا~
+سان ها*لبخند

σمی سو*بغلش کرد

+دلم برات تنگ شده بود*بغلش کرد

σمنم همینطور جوجه*موهاشو ناز کرد

+شنیدم مهمونی داری*اخم

σای بابا این خدمتکارا هم نمیزارن ما به سورپرایزمون برسیماا*خنده

+سوپرایز؟

σی مهمونی گرفتم همه ی مافیا ها دعوتن میخوام تورو معرفی کنم بهشون به مناسبت تولدت بچه*پیشونیشو بوس کرد

+یعنی..

σاره*ازش جدا شد

+اون فکر میکنه من مردم..

σولی میبینه که زنده ای*لبخند

+اما..

σاما چی؟

+اون اگر ببینه من با توام دردسر درست نکنه..

σپس خبر نداری

+از چی؟

σجونگکوک شما ازدواج کرده و ی پسر بچه حدودا شش ساله داره

انگار ی سطل اب یخ ریختن روی می سو.
زانوهاش خالی کردن و داشت میافتد مه سان ها گرفتش، بردتش گذاشتش روی کاناپه.

σوایستا ببینم خانم خانمااا مکه نگفته بودی فراموشش کردی

+سان ها.. من.. من..

σاروم باش عزیزم*براش اب اورد

+من توی این شش سال به هیچ پسری نگا نکردم و تازه تصمیم به فراموش کردنش کردم که زندگی خودمو داشته باشم ..چرا.. بگو چرا*نگاش کرد

چشمای می سو هم خشم داشت هم اشک بزور داشت جلوی اشکاشو میگرفت و حرفش رو بدون اینکه صداش بلرزه میگفت..

+بگو چرا.. چرا دعوتش کردی میخوای برام اون گذشته ی کوفتی دوباره برگرده ؟ *کمی بلند

σ..می سو من قصدم این ن

+قصد هر چی بوده باشه بازم کارت اشتباهه

σمن فقط میخواستم بهت بگم اون زندگیشو داره، میدونم تو داری هنوزم عذاب میکشی سرش میخواستم ببینی با چشم خودت و زندگی خودت رو داشته باشی

اشکای می سو از چشماش روی گونه هاش ریختن..
اره بعد از شش سال تازه داشت زندگی میکرد تازه داشت میشد همون می سو قبلا ولی.. ولی همه چی با این سوپرایز سان ها خراب شد..


ادامه دارد...


ঞحمایت یادتون نرهঞ
دیدگاه ها (۰)

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 2Part: 4جونگ کوک موبایلشو در...

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 2Part: 3بادیگارد اومد داخل ع...

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 1Part: 28جین سو به جونگکوک ز...

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 1Part: 15می سو رفت توی اتاقش...

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 1Part: 24Σمی سو*اخمλداشت فرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط