My soul

My soul

part 16


تهیونگ وقتی قیافه متعجب زده منو دید خندش بیشتر شد، قهقهه میزد و از ته دل میخندید

هاری: ( قیافه ای براش گرفتم ) زهرمار... بی ادب نخند

تهیونگ: ( با انگشت اشاره اش اشک گوشه چشمش پاک کرد ) نمیشه... اخه... قیافت... ( دوباره شروع به خندیدن کرد )

هاری: ( دستام مشت کردم و با تن صدای نسبتا بلندم حرف زدم ) میگم نخندددد

تهیونگ: ( خنده‌اش خورد و ساکت شد ) باشه بابا بی اعصاب

حالا وقتش بود سوالم بپرسم و سر در بیارم که الان من لعنتی کجام‌ اما نه نمیشه اگر فکر کنه دیوونم چی!... دلمو زدم به دریا

هاری: خب تهیونگ... میشه بگی من الان کجام؟

تهیونگ: ( نگاه متعجبی به خودش گرفت، یکی از ابروهاش بالا داد و دستش روی پیشونیم گذاشت ) یا خدااا دختر فکر کنم دیشب تو رقصیدن زیاده روی کردی یا شایدم تو نوشیدن در فکر رسیدن به کراشت مگه نه؟!! ( وقتی اینو گفت چشماش حالت شیطنتی به خودش گرفت و همزمان هردو ابروهاش بالا و پایین میکرد )



ادامه دارد....
دیدگاه ها (۱)

My soul part 17تهیونگ: ( نگاه متعجبی به خودش گرفت، یکی از اب...

My soul part 18تا اومدم بپرسم یهویی داد و بیداد کردتهیونگ: ه...

My soul part 15هوا سرد بود، بدنم تکون های ریزی میخورد، خوابم...

پارت دوم سناریو تصویری 💜💜💜

درمانگر عشق. پارت۷۳

*شـــکــارچـــی*#پارت4تهیونگ وارد بار شد و جلوی پیش خوان نشس...

اوه...ببینید کی اینجاستیونگی نزدیک تر شد لبخند تهیونگ محو شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط