The Boss Savage
The Boss Savage
part30
سرش رو به معنای رد حرف های دختر تکون داد:
_نه! زیادی ساکت بودم و مامور های گمرک برام دم
دراوردن، این بار خودم باید دمشون بچینم
حاال میتونست صداهای واضح سالن پایین رو بشنوه. با
رسیدنشون به آخرین پله نگاهش رو بین جمع چرخوند و با
دیدن تلویزیون بزرگ وصل شده به دیوار که تصویر سرهنگ
جئون رو نمایش میداد سرش رو به معنای سالم برای مرد
بزرگتر تکون داد و در جواب لبخند عمیقی از جئون بزرگ
دریافت کرد:
سرهنگ جئون:خوش اومدین عزیزم
با حرف سرهنگ جئون نگاه تمامی افراد حاضر در سالن به
سمتشون چرخید، نگاه تمامی افراد به جز جونگکوکی که با
ایستادن بالا سر میز شیشه ای هوشمند در حال نگاه کردن
به جزئیات پرونده بود.
گاهی بین خودش و یانگ هی رد و بدل شد و بدون هیچ حرفی
به سمت کاناپه های اسپرت داخل سالن حرکت کردن و کنار
همدیگه روي کاناپه ی دو نفره ی رو به روی تلویزیون و میز
که تنها جای خالی بود نشستن.
چشم های خیره اش رو از روي جونگکوک برنمی داشت اما
دقیقا زمانی که مرد با حس کردن نگاه خیره اش
سرش رو بالا اورد و اون هم متقابل بهش خیره شد لرزش ته
قلبش باعث شد تا چشم هاش رو بچرخونه:
سرهنگ جئون: خب!از قرار معلوم اینجا جمع شدیم تا
هماهنگی های الزم برای مهمونی سایمون رو انجام بدیم،
اینطور که مشخصه این مهمونی های سایمون برای رواج
اون تایپ و یه جورایی حمایت از زوج های تایپ INFJ
توی هتلی که به نام خودشه برگزار میشه و اولین چیزی که ما
بهش نیاز داریم دو کاپل برای ورود به این مهمونیه...بر طبق
برنامه ریزی من اولین کاپل که حکم تیم آلفا رو داره...
حرفش رو قطع کرد و سرش رو بالا اورد و از بالای عینک
طبی روي چشم هاش که جایی بالا عاج بینیش نشسته بود
نیم نگاهی بین هایجین و جونگکوک رد و بدل کرد:
سرهنگ جئون:هایجین و جونگکوکن که پیشروی تیم رو
برعهده دارن و زوج اصلی این ماموریت حساب میشن،
هایجین و جونگکوک، خوب به حرفام گوش کنید! نمیخوام
مشکالت بینتون باعث باخت ماموریت بشه پس برام فرقی
نداره مشکلی دارین یا نه...میرین و به درستی بعد از انجام
ماموریت برمیگردین.
دوباره سرش رو پایین انداخت اما با شنیدن صدای جاسپر توجه
جلب شده اش رو به پسر اروپایی تیم انداخت.
جاسپر با اعتماد به نفس و شیطنت همیشگیش به سرهنگ نگاه
کرد و با انداختن تای ابرویی به باال گفت:
جاسپر: سرهنگ گفتین دو تا زوج ولی الان فقط یه زوج و
گفتین.
نیم نگاهش رو به یانگ هی انداخت و جوری که سرهنگ جئون
متوجه حرفش بشه به خودش و دختر اشاره کرد و گفت:
جاسپر:امیدوارم متوجه حرفم بشید دیگه، میدونی؟فک نکنم زوج
طلایی اینجا به جز ما باشه
یانگ هی متعجب از اشاره ی جاسپر به خودش به سمت هایجین
چرخید و با اشاره به پسری که روی کاناپه ی یک نفره
کنارش نشسته بود گفت:
یانگ هی:این الان با منه؟
با این حرف یانگ هی همگی شروع به ریز ریز خندیدن کردن و
این زمزمه ی جین کنار گوش دنیل بود که پسر رو متعجب
کرد:
جین: اوه پسر من جات بودم این کار و نمیکردم
جاسپر:چی؟
part30
سرش رو به معنای رد حرف های دختر تکون داد:
_نه! زیادی ساکت بودم و مامور های گمرک برام دم
دراوردن، این بار خودم باید دمشون بچینم
حاال میتونست صداهای واضح سالن پایین رو بشنوه. با
رسیدنشون به آخرین پله نگاهش رو بین جمع چرخوند و با
دیدن تلویزیون بزرگ وصل شده به دیوار که تصویر سرهنگ
جئون رو نمایش میداد سرش رو به معنای سالم برای مرد
بزرگتر تکون داد و در جواب لبخند عمیقی از جئون بزرگ
دریافت کرد:
سرهنگ جئون:خوش اومدین عزیزم
با حرف سرهنگ جئون نگاه تمامی افراد حاضر در سالن به
سمتشون چرخید، نگاه تمامی افراد به جز جونگکوکی که با
ایستادن بالا سر میز شیشه ای هوشمند در حال نگاه کردن
به جزئیات پرونده بود.
گاهی بین خودش و یانگ هی رد و بدل شد و بدون هیچ حرفی
به سمت کاناپه های اسپرت داخل سالن حرکت کردن و کنار
همدیگه روي کاناپه ی دو نفره ی رو به روی تلویزیون و میز
که تنها جای خالی بود نشستن.
چشم های خیره اش رو از روي جونگکوک برنمی داشت اما
دقیقا زمانی که مرد با حس کردن نگاه خیره اش
سرش رو بالا اورد و اون هم متقابل بهش خیره شد لرزش ته
قلبش باعث شد تا چشم هاش رو بچرخونه:
سرهنگ جئون: خب!از قرار معلوم اینجا جمع شدیم تا
هماهنگی های الزم برای مهمونی سایمون رو انجام بدیم،
اینطور که مشخصه این مهمونی های سایمون برای رواج
اون تایپ و یه جورایی حمایت از زوج های تایپ INFJ
توی هتلی که به نام خودشه برگزار میشه و اولین چیزی که ما
بهش نیاز داریم دو کاپل برای ورود به این مهمونیه...بر طبق
برنامه ریزی من اولین کاپل که حکم تیم آلفا رو داره...
حرفش رو قطع کرد و سرش رو بالا اورد و از بالای عینک
طبی روي چشم هاش که جایی بالا عاج بینیش نشسته بود
نیم نگاهی بین هایجین و جونگکوک رد و بدل کرد:
سرهنگ جئون:هایجین و جونگکوکن که پیشروی تیم رو
برعهده دارن و زوج اصلی این ماموریت حساب میشن،
هایجین و جونگکوک، خوب به حرفام گوش کنید! نمیخوام
مشکالت بینتون باعث باخت ماموریت بشه پس برام فرقی
نداره مشکلی دارین یا نه...میرین و به درستی بعد از انجام
ماموریت برمیگردین.
دوباره سرش رو پایین انداخت اما با شنیدن صدای جاسپر توجه
جلب شده اش رو به پسر اروپایی تیم انداخت.
جاسپر با اعتماد به نفس و شیطنت همیشگیش به سرهنگ نگاه
کرد و با انداختن تای ابرویی به باال گفت:
جاسپر: سرهنگ گفتین دو تا زوج ولی الان فقط یه زوج و
گفتین.
نیم نگاهش رو به یانگ هی انداخت و جوری که سرهنگ جئون
متوجه حرفش بشه به خودش و دختر اشاره کرد و گفت:
جاسپر:امیدوارم متوجه حرفم بشید دیگه، میدونی؟فک نکنم زوج
طلایی اینجا به جز ما باشه
یانگ هی متعجب از اشاره ی جاسپر به خودش به سمت هایجین
چرخید و با اشاره به پسری که روی کاناپه ی یک نفره
کنارش نشسته بود گفت:
یانگ هی:این الان با منه؟
با این حرف یانگ هی همگی شروع به ریز ریز خندیدن کردن و
این زمزمه ی جین کنار گوش دنیل بود که پسر رو متعجب
کرد:
جین: اوه پسر من جات بودم این کار و نمیکردم
جاسپر:چی؟
- ۹۹۸
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط