The Boss Savage

The Boss Savage
part32
سرهنگ برای فرار از زیر نگاه خیره ی یونگی سرش رو
داخل برگه های زیر دستش فرو برد و محکم گفت:
سرهنگ جئون: اینجا بهت نیاز دارم یونگی، تو به روسیه
برمیگردی
یونگی:اما...
سرهنگ جئون:همین که گفتم سرگرد مین، جای شما یه نفر
دیگه رو گذاشتم که اون هم تا چند ساعت دیگه بهتون میرسه
البته...شاید تا االن رسیده باشه پس آمادگی مواجه شدن باهاش
رو داشته باشین.
با شنیدن این حرف سرش رو باال اورد و عصبی از کاری که
پدرش بدون اطالع اون انجام داده اخم هاش رو فرو برد و
نامطمئن گفت:
+ببخشید سرهنگ؟یه عضو جدید و بدون اطلاع من توی تیم
من؟
سرهنگ جئون:اون فرد از همون اول توی تیم تو بوده سرگرد
جئون
+چی؟
سرهنگجئون بی توجه به پسرش که ذهنش درگیر عضو
جدید یا شاید هم قدیمی بود ادامه داد:
سرهنگجئون:و راجب زوج دوم که باید وارد مهمونی بشن،
وقتی اون عضو نامشخص به تیم رسید خودتون متوجه زوج
دوم میشین.
یونگی که هنوز بهت زده بود بی خبر از نیشخند کنایه آمیز
روباه مو قرمز به سمت هایجین چرخید و با دیدن نیشخندی که
هایجین خیره بهش روي لب اورده بود فکش رو قفل کرد.
کار خودش بود.
مطمئن بود...
با لرزش گوشی داخل جیبش به آرومی از جا بلند شد و
همزمان با جواب دادن به تماس دوهان به قسمت تاریک سالن
رفت و ندید یونگی رو که پشت سرش از جاش بلند شد.
آروم آروم به مو قرمز نزدیک شد:
_برای تست فقط ۵ گرم براشون ببر و بعد از جوش خوردن
معامله میتونی باقی جنس رو بهشون بدی.
با قطع شدن گوشی توسط هایجین ناگهان یقه ی زن رو از
پشت سر گرفت و با برگردوندنش اون رو به دیوار کوبید و
خیره به صورت خونسردش در فاصله ی نزدیکی غرید:
یونگی:کار تو بود نه؟مطمئنم تو با سرهنگ جئون هماهنگ
کردی که من و از سر راهت برداره
دیدگاه ها (۲)

The Boss Savage part 33پوزخند ریزی زد و با گرد کردن چشم هاش ...

میشه حمایت کنید؟نه میشه؟چرا انقدر حمایت کمه؟؟؟هوم؟

The Boss Savage part 31هایجین نیشخند ریزی به چهره ی متعجب یا...

The Boss Savage part30سرش رو به معنای رد حرف های دختر تکون د...

The Boss Savage part27با دیدن اخم های فرو رفته ی دختر آب دهن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط