Forbidden Whispers (نجواهای ممنوعه

Forbidden Whispers (نجواهای ممنوعه
Part:2
کوک:خب پرنسس کوچولو
ا.ت:هوم
کوک:چیزی شده؟
ا.ت:نه چطور
کوک:ازم ناراحتی؟
ا.ت:نه
کوک:پس چرا اینطوری حس میکنم
ا.ت: فقط حس میکنی اینطور نیست
کوک:پس سابت کن
ا.ت:چیو
کوک:اینکه ازم ناراحت نیستی
ا.ت:ای خداا من ازت ناراحت نیستم
کوک:خب سابت کن
ا.ت:عجب آدمیه هستی کوک
کوک:همینی که هست
رفت نشست رو تخت
کوک:نمیخوای سابت کنی
ا.ت:ایی خدا
رفتم سمتش و نشستم رو پاش دستامو دور گردنش حلقه کردم
ا.ت:سابت شد ؟
کوک:نه
ا.ت؛باشه
بوسیدمش و خواستم برم عقب که نزاشت و محکم از کمرم گرفت و ادامه داد یکم بعد گذاشتم رو تخت و روم خیمه زد
کوک:الان سابت شد
ا.ت:*خنده
رفت سمت گردنم و یه گاز محکم گرفت
ا.ت:آیی کوک ..وحشی
کوک:هوم من وحشیم؟
ا.ت:اره وحشیی
کوک:الان وحشی واقعی رو نشونت میدم
ا.ت:هان نه ببخشید
کوک:دیگه دیره
ا.ت:نه لطفا ...صدا میره بیرونا
کوک:نمیره نگران نباش
ا.ت:کو....
لباشو کبوند رو لبام و حرفمو قطع کرد و کم کم رفت سمت گردنم و مارک میزاشت که
.................
م ا.ت:ا.ت...ا.ت کجایی تو ؟*بلند
با صدازدنای مامان از خواب پریدم وایی چه خاکی به سرم بریزم که اومد در اتاقو زد وای نه
ا.ت:کوک..کوک بلند شو *اروم
کوک:همم پنج دقیقه
ا.ت:چه پنج دقیقه ای داریم به چوخ میریم *اروم به در زدن ادامه داد
کوک:چرا
ا.ت:مامان جلو دره
با این حرفت عین برق گرفته ها بلند شد
کوک:امم خوب برو تو حموم
ا.ت:باشه
کوک:آا لباساتم ببر
ا.ت:اوکی بردم
تق تق ...تق تق
م ا.ت:کوک پسرم؟
کوک:بله
م ا.ت:میتونم بیا تو
کوک:آا اره
اومد داخل وایی خدا خودت بهمون رحم کن
م ا.ت:پسرم تو ا.ت رو ندیدی
کوک:نه مگه تو اتاقش نیست
م ا.ت:نه
کوک:پس حتما رفته دوش بگیره حالا پیداش میشه نگران نباشید
"نجواهایی که نباید شنیده شوند، عمیق‌تر می‌مانند."
ادامه دارد......
💫😸
دیدگاه ها (۲)

Forbidden Whispers (نجواهای ممنوعهPart:3م ا.ت:باشه امیدوارم ...

Forbidden Whispers (نجواهای ممنوعهPart:4ا.ت:کوک مستی؟کوک:نه ...

چند پارتی درخواستی Forbidden Whispers (نجواهای ممنوعه)Part:1...

چند پارتی درخواستی نجواهای ممنوعه <<نجواهایی که نباید شنیده ...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

love in the dark⑦کوک: نگران نباش نمیخوام برای همیشه زنم باشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط