اين به هر حال, شگفت انگيز ترين اتفاق, در زندگي من بود .حا

اين به هر حال, شگفت انگيز ترين اتفاق, در زندگي من بود .حالا تقريباً حدود يك سال است كه در اين خانه ي مجلل زندگي مي كنيم .و آن اتفاقات عجيب , ديگر تكرار نمي شوند. قبرستان و باغ, علف كن‌ و تعمير شده اند و من و همسرم, همه ساعاتمان را در اينجا سپري مي كنيم .اتاق خواب پسر, حالا جايش را به اتاق مطالعه ي من داده است و هر بار به اين اتاق پا مي گذارم, تقريباً انتظار دارم روح چنبر زده ي سگ را, در گوشه ي شرقي اتاق ببينم. مي‌دانم او بر نخواهد گشت، او حالا جاي گرم و نرمي در آغوش بهترين دوستش يافته است .از اين پس, خانه مجلل “ويندبروك” جايي تماشايي خواهد بود.💬
دیدگاه ها (۰)

با دوستام رفتیم توی جنگل تاریک. من بخاطر دستشویی ازشون جدا ش...

نام داستان : انگشتر نفرین شده دریکی از روستاهای دورافتاده آم...

دزد قبر روسی این تنها یکی از 29 عروسک ساخته شده از اجساد زن...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک: فرشته‌ای در میان طوفانزندگی **...

p38

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃𝟽 | آخرین نتدو سال گذشت.دو سال از روزی که ا/ت برای...

⚗️ادامه سکانس دوم/چشمانش گرد شد و با وحشت به گوشه ای خیره شد...

ات و کای بعد از چند سال، بالاخره دوباره روبه‌روی مامانشان در...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❷صحبت و حرف فقط باد هوا میباشدبغلم کن که غزل هم ...

سلام من مایا هاوک هستم و اینجام تا بررسی کنماز مجموعه کرایتر...

ستارالعیوب!ستارالعیوب!عباسقلی خان فرد ثروتمند و در عین حال خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط