#part_21
#part_21
#آرتیست_منحرف
«سمت باربیکیو بار رفت...در همان عین نشست روی یکی از صندلی ها...تا ویسکیش آماده بشه... نگاه سنگین بقیه رو حس میکرد...اما خیلی عادی بی تفاوت بود نسبت به آنها...غرق در افکار رویاهاش بود...با صدای فرد کناریش به خودش اومد...»
؟:چرا تنهایی آقا خوشگله؟!
jm:....
؟:زبونتو موش خورده؟!
jm:...
؟:عه عزیزم کدوم فردی دیدی با ددیش همچین رفتاری داشته باشه؟یه شبِ مگه نه؟!
«جیمین با چشمای غضبناک نگاه خیلی ترسناکی بهش انداخت...صندلی جلو کشید تا باهاش رو در رو بشه...لب هاشو از هم باز کرد...»
jm:اول از همه بگم زبون حیوان هارو نمیفهمم دوما یه جنده بیش نیستی ددی چی میگه؟سوما اگه با مادر خودت هم همچین رفتاری بشه خوشت میاد؟نمیدونم جدیدا چرا آنقدر هرزه زیاد شده...(نیشخند)
؟:هی تو حرف دهنتو بفهم...چون یکمی بهت رو دادم زیادی داری بلبل زبونی میکنی...اگه بفهمی کیم همچین رفتاری نداشتی حتما نمیشناسی!
jm:به جفت تخ*م های زیبام...چرا باید یه آدم لاشی پولدار بشناسم؟یه آدم معروف توی جلد لاشی بودن هه(نیشخند،کمی از ویسکش نوشید)
؟:...
jm:ههههه(قهقهه)
«جیمین ویسکی توی دستش برداشت و اروم سمت یه جا آروم رفت...تکیه داد به دیوار پشتش آروم مینوشید به مردمی که توی هم میلولیدن نگاه میکرد...که....»
پایان پارت ۲۱
مرسی که تا اینجا خوندید!
از سناریو بالا و این پارت امیدوارم لذت ببرید!
حمایت یادت نره!
لایک؟کامنت؟بازنشر؟فالو؟
ایگ؟نکن قشنگم🍒✨
#bangtan #bts #army #namjoon #jin #suga #jhope #jimin #taehyung #jungkook #kpop #tiktok #dance #music #scenario
#بنگتن #بی_تی_اس #ارمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #تیک_تاک #دنس #سناریو #فیکشن #تهکوک #یونمین #نامجین#فیک_بی_تی_اس#اسمات#رمان#فیک
#آرتیست_منحرف
«سمت باربیکیو بار رفت...در همان عین نشست روی یکی از صندلی ها...تا ویسکیش آماده بشه... نگاه سنگین بقیه رو حس میکرد...اما خیلی عادی بی تفاوت بود نسبت به آنها...غرق در افکار رویاهاش بود...با صدای فرد کناریش به خودش اومد...»
؟:چرا تنهایی آقا خوشگله؟!
jm:....
؟:زبونتو موش خورده؟!
jm:...
؟:عه عزیزم کدوم فردی دیدی با ددیش همچین رفتاری داشته باشه؟یه شبِ مگه نه؟!
«جیمین با چشمای غضبناک نگاه خیلی ترسناکی بهش انداخت...صندلی جلو کشید تا باهاش رو در رو بشه...لب هاشو از هم باز کرد...»
jm:اول از همه بگم زبون حیوان هارو نمیفهمم دوما یه جنده بیش نیستی ددی چی میگه؟سوما اگه با مادر خودت هم همچین رفتاری بشه خوشت میاد؟نمیدونم جدیدا چرا آنقدر هرزه زیاد شده...(نیشخند)
؟:هی تو حرف دهنتو بفهم...چون یکمی بهت رو دادم زیادی داری بلبل زبونی میکنی...اگه بفهمی کیم همچین رفتاری نداشتی حتما نمیشناسی!
jm:به جفت تخ*م های زیبام...چرا باید یه آدم لاشی پولدار بشناسم؟یه آدم معروف توی جلد لاشی بودن هه(نیشخند،کمی از ویسکش نوشید)
؟:...
jm:ههههه(قهقهه)
«جیمین ویسکی توی دستش برداشت و اروم سمت یه جا آروم رفت...تکیه داد به دیوار پشتش آروم مینوشید به مردمی که توی هم میلولیدن نگاه میکرد...که....»
پایان پارت ۲۱
مرسی که تا اینجا خوندید!
از سناریو بالا و این پارت امیدوارم لذت ببرید!
حمایت یادت نره!
لایک؟کامنت؟بازنشر؟فالو؟
ایگ؟نکن قشنگم🍒✨
#bangtan #bts #army #namjoon #jin #suga #jhope #jimin #taehyung #jungkook #kpop #tiktok #dance #music #scenario
#بنگتن #بی_تی_اس #ارمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #تیک_تاک #دنس #سناریو #فیکشن #تهکوک #یونمین #نامجین#فیک_بی_تی_اس#اسمات#رمان#فیک
- ۹۷۱
- ۰۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط