🍁زندگی بی تو مرا پیرم کرد🍁

آن لحظه دیدار تو یک حادثه عالی بود
حیف که جای تو در زندگی ام خالی بود

زندگی بدون تو غم شدن اش حتمی بود
با تو ولی بر همه غم های آن ختمی بود

آه از نفسی سینه تفدیده که درگیرم کرد
آه از این بی تو نشستن ها مرا پیرم کرد

اصلا این زندگی بی تو برایم شدنی نیست
با این همه باز رفتی غمت زمین گیرم کرد

از لرزه تب کرده پاییز تو برگ ریز شدم
از این بی تو نشستن ها غم انگیز شدم

آه از آن بغضی که فریاد سکوت ست
از این همه فریاد سکوت لرزه پاییز شدم

مست آن چشم ام که سر چشمه رنگ است
گیج از آن آغوش که یک مزرعه بنگ است

از یاد تو چنان بردی ام انگار که نه انگار
هر لحظه یکی منتظرت گوش به زنگ است
#محمد_خوش_بین
دیدگاه ها (۷)

وقتی لب تو خنده زد

فراتر از خویش

شب جمعه بود که بچه ها به خط زدند و جمعه صبح در ماووت عراق بو...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ودوم: دخمه---او آمد.وسط راهرو. وسط بوسه...

افتاده در چشم تو صاف

معامله p6جونگ‌کوک چند لحظه در سکوت به پنجره خیره ماند.بعد بد...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۰: یه زندگی سادههنوز لبخند آرامی روی صورت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط