تو از شرح دلتنگ چه م دان

تو از شرح دلتنگي چه مي داني ...
که جان آدمي را تکه تکه مي کند ..
آدم مچاله مي شود ..
بي اختیار داد مي زند و بغض مي کند ..
و مي خواهد سَر به شانه هاي محبوبش تکیه کند ..
و غریب مي شود تَني که محبوبي ندارد ...
دیدگاه ها (۰)

امشب از قصّه پرم حوصله داری، یا نه ؟می توانی به دلم دل بسپار...

به دلم پناه می ‌برماز شر تنهاییپای حرف‌ هایش می ‌نشینمهمه بو...

من همان عشقم که در فرهاد بوداو نمی‌دانست و خود را می‌ستود!"م...

داد دهی ساغر و پیمانه رامایه دهی مجلس و میخانه رامست کنی نرگ...

پارت ۱۹میناتو سنسه و اوبیتو کمک کردند تا دست و پای رین و کاک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط